انوری ابیوردی
زندگینامهٔ انوری
اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت سلاطین کناره گرفت. در تاریخ وفات او بین مورخان اختلاف است ولی به احتمال قوی حدود سال ۵۸۳ هجری قمری در گذشته است.
آثار انوری
شعرهای انوری
- قصیدهٔ شمارهٔ ۶۴ - در مدح رکنالدین مفتی گفته در وقتی که حکیم با تاج عمزاد نزاع و دعوایی داشته و مایل بوده که آن مرافعه پیش او برند و تاج عمزاد به مفتی دیگر میل داشته است — در دین چو اعتصام به حبل متین کنند
- قصیدهٔ شمارهٔ ۷۱ - در مدح ناصرالدین ابوالفتح طاهر — مست شبانه بودم افتاده بیخبر
- قصیدهٔ شمارهٔ ۶۸ - در مدح نظامالملک صدرالدین محمد میراب مرو — شبی گذاشتهام دوش در غم دلبر
- قصیدهٔ شمارهٔ ۶۷ - در مدح مجدالدین ابوالحسن عمرانی — طبعم به عرضه کردن دریا و کان رسید
- قصیدهٔ شمارهٔ ۶۶ - در مدح امیر علاء الدین محمد — هرکرا در دور گردون ذکر مقصد میرود
- قصیدهٔ شمارهٔ ۶۵ - در مدح امیر عزالدین طوطی بک — خراب کرد به یکبار بخل کشور جود
- قصیدهٔ شمارهٔ ۶۹ - در مدح یکی از فرزندان نظامالملک است — ای به رفعت ز آسمان برتر
- قصیدهٔ شمارهٔ ۷۰ - از زبان اهل خراسان به خاقان سمرقند رکنالدین قلج طمغاج خان پسرخواندهٔ سلطان سنجر — به سمرقند اگر بگذری ای باد سحر
- قصیدهٔ شمارهٔ ۷۹ - در مدح امیرکبیر ضیاء الدین مودود احمد عصمی — دوش از درم درآمد سرمست و بیقرار
- قصیدهٔ شمارهٔ ۷۷ — زهی بقای تو دوران ملک را مفخر
- قصیدهٔ شمارهٔ ۷۶ — ای در ضمان عدل تو معمور بحر و بر
- قصیدهٔ شمارهٔ ۷۴ - در مدح صاحب ناصرالدین نصرة الاسلام ابو المناقب — چو از دوران این نیلی دوایر
- قصیدهٔ شمارهٔ ۷۳ - در صفت بغداد و مدح ملک الامرا قطب الدین مودود شاه — خوشا نواحی بغداد جای فضل و هنر
- قصیدهٔ شمارهٔ ۷۵ - در مدح وزیر علاء الدین بوبویه — چو زیر مرکز چرخ مدور
- قصیدهٔ شمارهٔ ۷۲ - در مدح میرآب مرو صاحب سعید صدر الدین نظامالملک — نماز شام چو کردم بسیج راه سفر
- قصیدهٔ شمارهٔ ۷۸ - در مدح مجدالدین ابوالحسن عمرانی — دی چون بشکست شهنشاه فلک نوبت بار
- قصیدهٔ شمارهٔ ۸۵ - در مدح سلطان اعظم سنجر — آب چشمم گشت پر خون زاتش هجران یار
- قصیدهٔ شمارهٔ ۸۲ - در تهنیت عید و مدح ناصرالدین ابوالفتح طاهر — دی بامداد عید که بر صدر روزگار
- قصیدهٔ شمارهٔ ۸۰ - در مدح صدرالزمان علاء الدین محمود خراسانی — باد شبگیری نسیم آورد باز از جویبار
- قصیدهٔ شمارهٔ ۸۶ - در مدح شمسالدین اغل بیک — دوش در هجر آن بت عیار
- قصیدهٔ شمارهٔ ۸۷ - (گویا در ادامهٔ قصیدهٔ دی بامداد عید که بر صدر روزگار ...) — کای کاینات رابه وجود تو افتخار
- قصیدهٔ شمارهٔ ۸۴ - در مدح امیر ناصرالدین قتلغ شاه — شب و شمع و شکر و بوی گل و باد بهار
- قصیدهٔ شمارهٔ ۸۱ - در مدح صاحب سعید جلالالوزرا عمربن مخلص — هندویی کز مژگان کرد مرا لاله قطار
- قصیدهٔ شمارهٔ ۸۳ - در تعریف عمارت و مدح صاحب ناصرالدین طاهر — ای به خوبی و خرمی چو بهار