انوری ابیوردی
زندگینامهٔ انوری
اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت سلاطین کناره گرفت. در تاریخ وفات او بین مورخان اختلاف است ولی به احتمال قوی حدود سال ۵۸۳ هجری قمری در گذشته است.
آثار انوری
شعرهای انوری
- رباعی شمارهٔ ۴۲۲ — ای پیش کفت جود فلک زراقی
- رباعی شمارهٔ ۴۲۱ — تا چند ز جان مستمند اندیشی
- رباعی شمارهٔ ۴۲۳ — ای نسبت تو هم به نبی هم به علی
- رباعی شمارهٔ ۴۲۴ — کو آنکه ز غم دست به جایی زدمی
- رباعی شمارهٔ ۴۲۸ — شاها چو تو مادر زمان زاید نی
- رباعی شمارهٔ ۴۲۵ — گر من ز فلک همی شکایت کنمی
- رباعی شمارهٔ ۴۲۷ — صدرا چو تو چشم آسمان بیند نی
- رباعی شمارهٔ ۴۲۶ — گر عقل عزیز را به فرمان شومی
- رباعی شمارهٔ ۴۳۲ — ای شاه گر آنچه میتوانی نکنی
- رباعی شمارهٔ ۴۳۳ — ای گل گهر ژاله چو در گوش کنی
- رباعی شمارهٔ ۴۳۴ — گر در همه عمر یک نکویی بکنی
- رباعی شمارهٔ ۴۳۵ — با بوعلی اب ارب هم بنشینی
- رباعی شمارهٔ ۴۳۰ — در ملک چنین که وسعتش میدانی
- رباعی شمارهٔ ۴۳۶ — رو رو که تو یار چو منی کم بینی
- رباعی شمارهٔ ۴۲۹ — ای چرخ جز آیت بلا خوانی نی
- رباعی شمارهٔ ۴۳۱ — ای دل طمعم زان همه سرگردانی
- رباعی شمارهٔ ۴۳۷ — هر روز به نویی ای بت سلسلهموی
- رباعی شمارهٔ ۴۳۸ — شب نیست دلا که از غمش خون نشوی
- رباعی شمارهٔ ۴۴۰ — چون دیده فرو ریخت به رخ بینایی
- رباعی شمارهٔ ۴۴۱ — ای محنت هجر بر دلم سر نایی
- رباعی شمارهٔ ۴۳۹ — گفتم که نثار، جان کنم گر آیی
- رباعی شمارهٔ ۴۴۲ — با دل گفتم گرد بلا میپویی
- رباعی شمارهٔ ۴۴۳ — صورتگر فطرت ننگارد چو تویی
- رباعی شمارهٔ ۴۴۴ — ای نامتحرک حیوانی که تویی