ملا مسیح پانیپتی
زندگینامهٔ ملا مسیح
شیخ سعدالله مسیح پانیپتی یا خیرانوی شاعر هندی، معاصر شاه جهان و جهانگیرشاه از شاهان گورکانی هند بوده و با ادیبان معاصر خود از جمله شیدا، صائب و مقربخان روابط حسنهای داشته است. او دوازده سال در بنارس اقامت گزیده و به مطالعهٔ زبان و ادبیات سانسکریت پرداخته بود که این دوران در استفادهٔ فراوان از واژههای سانسکریت و هندی در منظومهٔ «رام و سیتا» نمود یافته است. از آثار معروف او میتوان به ترجمهٔ منظوم فارسی حماسهٔ باستانی هندوستان «رامایانا» با نام «رام و سیتا» و مثنوی «پیغمبرنامه» اشاره کرد که گفته میشود این دومی را در پاسخ به منتقدانی نگاشته است که او را به خاطر سرایش منظومۀ رام و سیتا نجس و کافر می دانستند و دربارهٔ زندگی پیامبر اسلام سروده شده است. منابعی ترجمهٔ منظوم کتاب مذهبی هندوها «بهگودگیتا» را نیز به او نسبت دادهاند. منظومهٔ «رام و سیتا»ی ملامسیح به واسطهٔ وبگاه «گنجینهٔ فارسی» از روی کتاب «رامایانا - کهنترین حماسهٔ عاشقانهٔ هند - بازسرودهٔ ملامسیح پانیپتی» به همت دکتر سید عبدالحمید ضیائی و پروفسور سید محمد یونس جعفری از انتشارات مرکز تحقیقات فارسی رایزنی فرهنگی ایران در دهلی نو به گنجور اضافه شده است.
آثار ملا مسیح
شعرهای ملا مسیح
- بخش ۷۷ - فرستادن راون، اندرجت پسر بزرگ خود را به جنگ هنونت — یک اسپه تاخت اندرجت به میدان
- بخش ۷۹ - دیدن راون لشکر رام را به بالای قصر و عتاب کردن وزیران خود را — ز قصر خویش راون در نظاره
- بخش ۷۴ - رخصت شدن هنونت از سیتا — هنون رخصت شد و کرده زمین بوس
- بخش ۷۸ - انداختن اندرجت کمند را که برمها داده بود — کمندی داشت اندرجت عدو گیر
- بخش ۷۶ - جنگ کردن پسر راون با هنونت و کشته شدن او به دست هنونت — اجازت داد پور خرد خود را
- بخش ۸۰ - نمودن راون طلسم رام را به سیتا جهت فریب دادن او و زاری کردن سیتا و دلاسا دادن ترجنا او را — به افسون ساز دیوی داد پیغام
- بخش ۷۳ - دادن هنونت انگشتری رام را به سیتا و فرستادن سیتا لعل خود برای تسلّی خاطر رام — چو روشن گشت شب را جان تاریک
- بخش ۷۵ - رخصت شدن هونت از سیتا و جنگ کردن با دیوان — هنون چون رفت گام چند از پیش
- بخش ۸۳ - جنگ هنومان با پیلان — درآن میدان هنومان دلاور
- بخش ۸۲ - جنگ خرسان با دیوان — ز خرسان رای عفریتان تبه شد
- بخش ۸۸ - تسلّی دادن هنونت سپاه بیدل را — چو رام از تیر جادو گشت مجروح
- بخش ۸۷ - تسلّی دادن ترجتا سیتا را — چو سیتا بر هلاک خود برآشفت
- بخش ۸۶ - دیدن سیتا رام را به میدان — نظاره کرد ماه از بام افلاک
- بخش ۸۵ - جنگ کردن اندرجیت از رام و لچمن و بیهوش شدن رام و لچمن — چو حال لشکر دیوان تبه دید
- بخش ۸۴ - جنگ رام و لچمن با دیوان — هم ه روز از فروغ صبح تا شام
- بخش ۸۱ - فرستادن راون سک و سارن دیوان را به جاسوسی لشکر رام و حقیقت شنیدن لشکر رام را از آن جاسوس و قلعه بندی کردن راون — چو راون، روز کاخ ماه برتافت
- بخش ۹۳ - جنگ رام با راون و بیهوش شدن راون به زخم تیر رام و گریزاندن بهلبان رت راون در قلعۀ لنکا — برادر را به میدان چون زبون دید
- بخش ۹۴ - آمدن هنونت به کوه شمالی و جنگ کردن او با دیوان و کشته شدن سیصد هزار دیوان از دست هنونت — شنید این حرف هنونت نکونام
- بخش ۹۲ - بر آمدن راون به جنگ صف و خسته شدن لچمن به زخم تیر راون — چو در لنکا ز مرگ او خبر شد
- بخش ۹۵ - بیدار کردن کنب کرن برادر خود را از خواب برای جنگ رام و بیدار شدن کنب کرن — کمر بشکست راون را ز اندوه
- بخش ۹۱ - جنگ شدن لچمن به اندرجیت و کشته شدن اندرجیت از دست لچمن — به لچمن گفت با گردان لشکر
- بخش ۸۹ - هراسان نشدن ببیکن و رضای رخصت دادن سپاه را — به رفتن ها خوش و ناخوش رضا داد
- بخش ۹۰ - خبردادن هنونت رام که سیتا را اندرجیت کشت و بیتاب شدن رام و دلاسا دادن ببیکن — چو آن غم نامه بر عاشق فرو خواند
- بخش ۹۶ - پند دادن کنب کرن راون را و اعراض شدن راون از او — زمین بوسید و گقت ای شاه دیوان