مسعود سعد سلمان
زندگینامهٔ مسعود سعد سلمان
مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن مسعود و ملک ارسلان بن مسعود و بهرامشاه بن مسعود مشغول شد و تا زمان وفاتش در سال ۵۱۵ هجری قمری نزد ایشان تقرب داشت. دیوان وی مکرر به طبع رسیده و حدود ۱۶۰۰۰ بیت دارد. به غیر از دیوان فارسی، دو دیوان تازی و هندی نیز به او نسبت دادهاند. حبسیههای وی معروف است.
آثار مسعود سعد سلمان
شعرهای مسعود سعد سلمان
- شمارهٔ ۲۹۸ - مدیح منصور بن سعید — دور از تو مرا عشق تو کرده ست به حالی
- شمارهٔ ۲۹۷ - مدیح سلطان مسعود — نخواست ایزد گر خواستی چنان شدمی
- شمارهٔ ۳۰۱ - مدح علی خاص — نگار من تویی و یار غمگسار تویی
- شمارهٔ ۳۰۳ - مدح سپهسالار محمد — جهان را نباشد چنین روزگاری
- شمارهٔ ۲۹۹ - شکوه از گرفتاری و مدح یکی از بزرگان — ای شاد به تو جان من و جان جهانی
- شمارهٔ ۳۰۴ - مدح ابوالفرج نصربن رستم — ایا آنکه بر دلبران پادشایی
- شمارهٔ ۳۰۲ - مدح یکی از آل شیبان — ای خداوند عید روزه گشای
- شمارهٔ ۳۰۰ - ناله از حصار نای و مدح محمد خاص — نوا گوی بلبل که بس خوش نوایی
- شمارهٔ ۳۰۵ - عرض بیچارگی و شرح حبس و گرفتاری — نه بر خلاص حبس ز بختم عنایتی
- شمارهٔ ۳۰۶ - در مدح سلطان مسعود — گفتی که وفا کنم جفا کردی
- شمارهٔ ۳۰۷ - هم در ثنای او — ای شاه شده ست از تو جهان تازه جوانی
- شمارهٔ ۳۰۹ - توسل به یکی از بزرگان پس از سیزده سال حبس — ای به رادی بلند ملک آرای
- شمارهٔ ۳۰۸ - مدح دیگر از آن پادشاه — گر چون تو به چینستان ای ترک نگارستی
- شمارهٔ ۳۱۰ - مدح منصور بن سعید — ای ابر گه بگریی و گه خندی
- شمارهٔ ۳۱۱ - مدح ملک ارسلان — با نصرت و فتح و بختیاری
- شمارهٔ ۳۱۲ - مدح علاء الدوله مسعود — گر چون تو به چینستان ای بت صنمستی
- شمارهٔ ۳۱۴ - قصیده — فتح و ظفر و نصرت و پیروزی و اقبال
- شمارهٔ ۳۱۳ - شکوه از پیری — پیریا پیریا چه بد یاری
- شمارهٔ ۶ - شکایت — نه جای شخودن بماند از دو رخ
- شمارهٔ ۵ - به خواجه ناصر — خواجه ناصر خدای داند و بس
- شمارهٔ ۲ - شاعران بینوا — شاعران بینوا خوانند شعرِ با نوا
- شمارهٔ ۴ - هجا — با تو نکال از هجاست زیراک
- شمارهٔ ۳ - اندرز — آسان گذران کار جهان گذران را
- شمارهٔ ۱ - ناله از قلعه نای — به جمله ما که اسیران قلعه ناییم