مسعود سعد سلمان
زندگینامهٔ مسعود سعد سلمان
مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن مسعود و ملک ارسلان بن مسعود و بهرامشاه بن مسعود مشغول شد و تا زمان وفاتش در سال ۵۱۵ هجری قمری نزد ایشان تقرب داشت. دیوان وی مکرر به طبع رسیده و حدود ۱۶۰۰۰ بیت دارد. به غیر از دیوان فارسی، دو دیوان تازی و هندی نیز به او نسبت دادهاند. حبسیههای وی معروف است.
آثار مسعود سعد سلمان
شعرهای مسعود سعد سلمان
- شمارهٔ ۳۳ - سمنزار — چون به بنفشه ستان کز شب دیجور زاد
- شمارهٔ ۳۸ - در مدح مظفر بن بوسعید — ای مظفر تو در خور صدری
- شمارهٔ ۳۲ - دیده نرگس — آن شب که دگر روز مرا عزم سفر بود
- شمارهٔ ۳۴ - مدح صاحب دیوان مولتان — خواجه عمید صاحب دیوان مولتان
- شمارهٔ ۳۷ - حسب حال — هر زمانی تنم چو زیر شود
- شمارهٔ ۳۱ - چیستان — لعبتانی که زی تو می آیند
- شمارهٔ ۳۵ - موعظت — چرخ چندیمان به خاک اندر کشید
- شمارهٔ ۳۶ - ناله از گرفتاری — ای خداوند رای سامی تو
- شمارهٔ ۴۲ - مرثیت — چنان بگریم بر تو که هیچ کس نگریست
- شمارهٔ ۴۴ - مطایبه — اشعبی را اجل به دوزخ برد
- شمارهٔ ۴۳ - اسیر خوبان — اگر اسیر کسی ام که میر خوبان شد
- شمارهٔ ۴۶ - دروغ — گه گهی اندر سخن دروغ بباید
- شمارهٔ ۴۱ - مدیح — ای خداوند رحمت ایزد
- شمارهٔ ۴۵ - هجا — مالک آن سنگروت را بر بود
- شمارهٔ ۴۰ - موعظه — آگاه نیست آدمی از گشت روزگار
- شمارهٔ ۳۹ - بدرود — ای روی نکو سلامتت باد
- شمارهٔ ۴۸ - حسب الحال — گر بماندی چنانکه اول بود
- شمارهٔ ۴۹ - ستایش — عجب آمد مرا ز آدمیی
- شمارهٔ ۵۰ - صفت گل رعنا — دور وی چنین بود که رعناست
- شمارهٔ ۵۱ - وصف گرز پادشاه — طعمه شیر مغز گاو آمد
- شمارهٔ ۵۲ - سپیدی موی — تاری از موی من سپید نبود
- شمارهٔ ۵۴ - ستایش پادشاه — ملکا جهان ز عدل تو به نوبهار ماند
- شمارهٔ ۴۷ - مرثیه — بونصر حسن جوان بمیرد
- شمارهٔ ۵۳ - مدح سلطان مسعود — تا جهان باشد ملک مسعودی باد