اوحدی مراغهای
زاده ۶۷۳ – درگذشته ۷۳۸ هجری قمری، مراغه
آثار اوحدی مراغهای
شعرهای اوحدی مراغهای
- بخش ۶۷ - درنکوهش فقهای دون — ای که گشتی بد آن قدر خرسند
- بخش ۶۹ - حکایت — زن خود را به سنگ زد مردش
- بخش ۶۸ - در حال قضاة و قضا — کوش تا تکیه بر قضا ندهی
- بخش ۷۳ - در سپاس حقوقی چند واجب — چند باشی به این و آن نگران؟
- بخش ۷۰ - در آداب وعظ — آه ازین واعظان منبر کوب!
- بخش ۷۱ - در راستی — راستی کن، که راستان رَستند
- بخش ۷۴ - در سفر و فواید آن — چون ندانی ز خود سفر کردن
- بخش ۷۲ - در حکمت — حکمت از فکر راستبین باشد
- بخش ۷۸ - باب دوم در معاش و احوال آخرت و در آن چند سخنست اول در جد و جهد و توجه اصلی — طالبی، ترک سروری کن و جاه
- بخش ۷۹ - حکایت — آن شیندی که شاه کیخسرو
- بخش ۷۵ - در حضور دل و احیای نفس — پر مذبذب مباش و سر گردان
- بخش ۸۱ - در صفت شیخ مرشد — شیخ را علم شرع باید و دین
- بخش ۸۲ - در باب توبه — تا تو را شهوت و غضب یارست
- بخش ۷۶ - سخنی چند بر سبیل موعظه — صرف طاعت کن این جوانی را
- بخش ۷۷ - در بیوفایی جهان و خرسندی به حکم قضا — حال و کار جهان خیالاتست
- بخش ۸۰ - در طلب مرشد — راه حیرت مرو، نظر بگشای
- بخش ۸۶ - در سر کلمهٔ شهادت — تا ندانی اله را ز نخست
- بخش ۸۳ - در خرقه دادن — دزد را پیش رخت راه مده
- بخش ۹۰ - در ترک و تجرید — بیدرم باش، ارت سرد نیست
- بخش ۸۹ - حکایت — مرشدی را ملامتی افتاد
- بخش ۸۸ - در آداب مریدی — طلبت چون درست باشد و راست
- بخش ۸۵ - در تلقین ذکر — ذکر بیفکر علم بیعملست
- بخش ۸۴ - حکایت — ساده ترکی ز ده به شهر آمد
- بخش ۸۷ - در معنی خلوت — پر دلی باید از عوایق دور