مولانا
زندگینامهٔ مولانا
مولانا جلالالدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از علما و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که بین او و سلطان محمد خوارزمشاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و بعد از مدتی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا بعد از فوت پدر تحت تعلیمات برهانالدین محقق ترمذی قرار گرفت. ملاقات وی با شمس تبریزی در سال ۶۴۲ هجری قمری انقلابی در وی پدید آورد که موجب ترک مسند تدریس و فتوای وی شد و به مراقبت نفس و تذهیب باطن پرداخت. وی در سال ۶۷۲ هجری قمری در قونیه وفات یافت. از آثار او میتوان به مثنوی، دیوان غزلیات یا کلیات شمس، رباعیات، مکتوبات، فیه مافیه و مجالس سبعه اشاره کرد.
آثار مولانا
شعرهای مولانا
- رباعی شمارهٔ ۳۷۴ — گر دامن وصل تو کشم جنگی نیست
- رباعی شمارهٔ ۳۷۶ — گر دف نبود نیشکر او دف ماست
- رباعی شمارهٔ ۳۷۵ — گر در وصلی بهشت یا باغ اینست
- رباعی شمارهٔ ۳۷۹ — گر حلقهٔ آن زلف چو شستت نگرفت
- رباعی شمارهٔ ۳۷۸ — گرمای تموز از دل پردرد شماست
- رباعی شمارهٔ ۳۸۲ — گفتار تو زر و نعلت ار زرین است
- رباعی شمارهٔ ۳۸۰ — کس دل ندهد بدو که خونخوار منست
- رباعی شمارهٔ ۳۸۴ — گفتا که شکست توبه بازآمد مست
- رباعی شمارهٔ ۳۷۷ — گر شرم همی از آن و این باید داشت
- رباعی شمارهٔ ۳۸۳ — گفتا که بیا سماع در کار شدهاست
- رباعی شمارهٔ ۳۸۱ — کس نیست که اندر هوسی شیدا نیست
- رباعی شمارهٔ ۳۸۵ — گفتم بجهم همچو کبوتر ز کفت
- رباعی شمارهٔ ۳۸۷ — گفتم دلم از تو بوسهای خواهانست
- رباعی شمارهٔ ۳۹۱ — گفتم که دلم آلت و انگاز منست
- رباعی شمارهٔ ۳۹۲ — گفتند که شش جهت همه نور خداست
- رباعی شمارهٔ ۳۸۹ — گفتم که بیا بچشم من درنگریست
- رباعی شمارهٔ ۳۸۸ — گفتم عشقت مرا بت و خویش منست
- رباعی شمارهٔ ۳۹۰ — گفتند که دل دگر هوائی میپخت
- رباعی شمارهٔ ۳۹۵ — کم باد سَری که آن سَران را پا نیست
- رباعی شمارهٔ ۳۹۴ — گفتی گشتم ملول و سودام گرفت
- رباعی شمارهٔ ۳۹۶ — کوچک بودن بزرگ را کوچک نیست
- رباعی شمارهٔ ۳۹۳ — گفتی چونی بنده چنانست که هست
- رباعی شمارهٔ ۳۹۷ — گویند بیا به باغ کانجا لاغ است
- رباعی شمارهٔ ۳۸۶ — گفتم چشمم که هست خاک کویت