معمیات — دیوان اشعار اهلی شیرازی
فهرست شعرها
- بخش ۳ - آتشی — دلم دور از تو هر شمعی که افروخت
- بخش ۴ - ایاز — گر انا الحق ندهم دست چرا ایدل و جان
- بخش ۵ - اسعد — آنکه خلقی از غمش سرگشته روز و شب شدند
- بخش ۲ - آدم — بدل طبیب چو دستی نهاد شیون خاست
- بخش ۱ - دوازده امام — آب حیوان خوش بود و ان لعل لب زان خوشترست
- بخش ۹ - افصح — نشان خدنگ از رهی باز جست
- بخش ۱۰ - اختیار — بسکه پرشد سینه ز تیر ترک مست
- بخش ۱۳ - ثابت — در قافله که نقد نام همه است
- بخش ۱۲ - بابر — نابرده رنج گنج میسر نمیشود
- بخش ۶ - الله وردی — یار عاشق کشته لیکن کشته در خاک مزار
- بخش ۱۱ - انس — قلب روی اندوده نستانند در بازار حشر
- بخش ۸ - اصیل — ساقیا بشکند صراحی تن
- بخش ۷ - اگهی — در سر میدان جانبازان خود بهر خدای
- بخش ۱۵ - پیری — بیزلف از شست بتان دلها پریشان دیده ام
- بخش ۱۷ - بلال — چو پیراهن ز شوق آن نوگل من
- بخش ۱۴ - بهاء میر — دو دلبرید تو مهر چرخ لایق هم
- بخش ۱۶ - بها — گرچه در دل سر جنگست بتان را همه دم
- بخش ۱۹ - پیری — هرگز نکند فلک بکس پروایی
- بخش ۲۰ - پهلوان — عاشق که مراد خویش جوید مادام
- بخش ۱۸ - تاج — چشمم که بود از اشک درجی از لیالی
- بخش ۲۱ - پیر — برداشت ساقی ما شرم از میان و منهم
- بخش ۲۸ - حسام — کاش خجسته دل دهد جرعه لعل خویش وی
- بخش ۲۳ - جمشید — دل گرچه مفلس است بسی گوهر مراد
- بخش ۲۶ - حاجب — تیغ جور مدعی زخمی مرا بر دل رساند
- بخش ۲۵ - حمید — گل شکفت و کوه و صحرا سبز و خرم گشت هم
- بخش ۲۴ - حالی — نشد از آه و ناله احباب
- بخش ۲۹ - حسام — تیر مژگان تو بی زهرست زهر آلود نیست
- بخش ۲۷ - حیدر — تن که بیمار تو شد بر سرکه باشد یاورش
- بخش ۲۲ - جنید — اگر نه در پی نردند آن دو نرگس مست
- بخش ۳۱ - حسام — نقل سر شراب ندارد دل کباب
- بخش ۳۴ - ذهبی — رود چون قطره های ژاله اشک از چشم نمدیده
- بخش ۳۶ - زیرک — ترک خورشیدی که شاه ملک نیکویی بود
- بخش ۳۵ - رفیع — گوشه برقع بر آن خورشید رخ داغ دلست
- بخش ۳۲ - حسینی — براه دل ایجان من نگروی
- بخش ۳۳ - خرم — گرخم زلفش درآرد سر بدل همدم شود
- بخش ۳۰ - حمزه — جهانی دل کباب از غم که آن گل ز آه مستانش
- بخش ۳۷ - سیفی — نسیم صبح میخواهم که شاخ گل بجنباند
- بخش ۴۴ - شمس — گمان نیست بعد از کمند تو رستن
- بخش ۴۵ - شیخ امین — خورشید من برقع کشد تا روی چو مه بینمش
- بخش ۳۹ - شاه ملا — خاکروبان درت را هوس کعبه خطاست
- بخش ۳۸ - سهراب — مه شهره بحسن و چون تو خوش نه
- بخش ۴۰ - زین — بصید دل کمند ره شد آنکاه کل بهر گامی
- بخش ۴۲ - سعد و سعید — اهلی چه خوش آنعید که او سوی تو بشتافت
- بخش ۴۳ - شاپور — نمک در آب حیوان زان لبت از خنده اندازد
- بخش ۴۱ - سهراب — شب هجرست و ما آشفته ایم از زلف او ایدل
- بخش ۵۳ - کریم مراد — کرام کریم و مرید مراد
- بخش ۵۰ - غنی — یکدم آسوده ز کشتن دل قصاب نبود
- بخش ۵۲ - کاکا — جهان تنها گرفت از خلق خوش یار
- بخش ۴۸ - عبدالله — نه که بیخون جگر راحت دل دیده نیافت
- بخش ۴۹ - غریب — چو چشم از مژه پرویز نی است لؤلؤ بیز
- بخش ۴۶ - شیخ زین — مشتاق تو ای نگار مفلس گردید
- بخش ۵۱ - قطب الدین — قطره با سیل دو بینی به محل صمدیت
- بخش ۴۷ - عفیف — ای دور گشته عافیتم از دهان تو
- بخش ۵۶ - مرشد — هر که از اهل یقین از جام حیدر گشت مست
- بخش ۵۷ - مسکر — گر نسیم از طره سنبل بیفشاند غبار
- بخش ۵۹ - میر شیخ علی — ز درد درد تو بسیار خون دل خوردم
- بخش ۵۸ - محمود — آن دهانم برده است از یاد و باز آرد به یاد
- بخش ۶۰ - میرعطا — ای کرده نهان در لب در بار گهر
- بخش ۶۱ - مدامی — روز دل من بتلخکامی
- بخش ۵۴ - قلی — گفته دیوانه باشد خنده و در دل چرا
- بخش ۵۵ - منصور — برنگین خاتم جانست نام آن صنم
- بخش ۶۳ - مقصود — اهلی از گفتن و ناگفتن غم پا بگل است
- بخش ۶۵ - نامی — زان پری دیوانگی جز از دل دیوانه نیست
- بخش ۶۴ - ورامی — دل گرچه از هوایت دارد غم پیاپی
- بخش ۶۶ - نوح — نخواهم بنگرد در آینه خویش
- بخش ۶۲ - معین — اعدا شمردیم بسی جمله یکی بود
- بخش ۶۷ - ولی — مسند شاهی بود دام ره هر بیبصر
- بخش ۶۸ - عیسی — آتشی کز برق غیرت برفروخت