عطار نیشابوری
زندگینامهٔ عطار
فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار میرود و بنا به نظر عارفان در زمینه عرفانی از مرتبهای بالا برخوردار بودهاست.
آثار عطار
شعرهای عطار
- بخش ۱۲ - سبب نظم كتاب — الا ای کارفرمای معانی
- بخش ۱۴ - آغاز داستان — الا ای بلبل دستان زننده
- بخش ۱۶ - آغاز داستان — کنیزک را چو وقت مرگ آمد
- بخش ۱۳ - در پرداختن این داستان — الا ای جوهر قدسی کجایی
- بخش ۱۱ - در مدح خواجه سعدالدّین ابوالفضل — خدا را آنکه محبوب و حبیبست
- بخش ۱۸ - خطاب با حقیقت جان در معنی زاری كردن گلرخ — الا ای قمری مست خوش آواز
- بخش ۱۵ - آغاز داستان — کنیزی بود قیصر را در ایوان
- بخش ۱۷ - دیدن گل هرمز را در باغ و عاشق شدن — الا ای پیک باز تیز پرواز
- بخش ۲۲ - آغاز عشقنامۀ خسرو و گل — الا ای درّ دریای معالی
- بخش ۲۰ - پاسخ دادن هرمز دایه را — چو از دایه سخن بشنود هرمز
- بخش ۱۹ - گفتار در رخصت دادن دایه گلرخ را در عشق هرمز و حیله ساختن — بدایه گفت دل بر خود نهادم
- بخش ۲۳ - زاری هرمز در عشق گل پیش دایه — چنین گفت آنکه بحری بود در گفت
- بخش ۲۵ - خواستگاری شاه اصفهان از گل — چنین گفت آن سخن سنج سخندان
- بخش ۲۴ - رسیدن گل و هرمز در باغ و سرود گفتن با رباب — چو دایه آن دو دلبر را چنان دید
- بخش ۲۱ - دگر بار رفتن دایه پیش هرمز — به گل گفتا که رفتم بار دیگر
- بخش ۲۶ - طلب کردن قیصر باج و خراج از پادشاه خوزستان و رفتن هرمز به رسولی — الا ای فاخته خوش حلقی آخر
- بخش ۳۴ - رفتن خسرو و گل بباغ — ز شهرآرای چون بگذشت یک ماه
- بخش ۳۳ - دفن کردن گل دایه را و رفتن با خسرو به روم — الا ای شاخ طوبی شکل چونی
- بخش ۳۲ - بیمار گشتن جهان افروز — چه گلرخ دایه را جان داده میدید
- بخش ۲۷ - نامه نوشتن گل به خسرو در فراق و ناخوشی — الا ای خوش تذرو سبز جامه
- بخش ۳۰ - بیمار گشتن جهانافروز خواهر شاه اصفهان و رفتن هرمز بهطبیبی بر بالین او و عاشق شدن او بر هرمز — الا ای شهسوار رخش معنی
- بخش ۳۱ - بیمار گشتن جهان افروز — یکی چابک کنیزک داشت کوچک
- بخش ۲۹ - رفتن خسرو به طبیبی بر بالین گلرخ — الا ای سبز طاووس مقدّس
- بخش ۲۸ - رسیدن نامهٔ گل به خسرو و زاری کردن او و رفتن در پی گل به اسپاهان — الا ای منطق طیر معانی