حافظ شیرازی
زاده ۷۲۶ – درگذشته ۷۹۲ هجری قمری، شیراز
زندگینامهٔ حافظ
خواجه شمسالدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به لسانالغیب، غزلسرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوقالعادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمسالدین) و خاستگاه وی و سالهای عمر او اختلاف نظر وجود دارد. اما بنا بر قول مشهور وی حدود سال ۷۲۶ هجری قمری در شیراز متولد شد. علوم و فنون را در محفل درس استادان زمان فرا گرفت و در علوم ادبی عصر پایهای رفیع یافت. خاصه در علوم فقهی و الهی تأمل بسیار کرد و قرآن را با چهارده روایت مختلف از بر داشت. گوته دانشمند بزرگ و شاعر و سخنور مشهور آلمانی دیوان شرقی خود را به نام او و با کسب الهام از افکار وی تدوین کرد. دیوان اشعار او شامل غزلیات، چند قصیده، چند مثنوی، قطعات و رباعیات است. وی به سال ۷۹۲ هجری قمری در شیراز درگذشت. آرامگاه او در حافظیهٔ شیراز زیارتگاه صاحبنظران و عاشقان شعر و ادب پارسی است.
آثار حافظ
شعرهای حافظ
- غزل شمارهٔ ۱۱۱ — عکسِ رویِ تو چو در آینهٔ جام افتاد
- غزل شمارهٔ ۱۲۷ — روشنیِ طلعتِ تو ماه ندارد
- غزل شمارهٔ ۱۳۲ — به آبِ روشنِ می، عارفی طهارت کرد
- غزل شمارهٔ ۱۲۲ — هر آنکه جانِبِ اَهْلِ خُدا نگه دارد
- غزل شمارهٔ ۱۲۴ — آن که از سُنبُلِ او، غالیه تابی دارد
- غزل شمارهٔ ۱۲۸ — نیست دَر شهر نگاری که دلِ ما بِبَرَد
- غزل شمارهٔ ۱۳۰ — سحر بلبل حکایت با صبا کرد
- غزل شمارهٔ ۱۲۵ — شاهد آن نیست که موییّ و میانی دارد
- غزل شمارهٔ ۱۲۶ — جان، بیجمالِ جانان میلِ جهان ندارد
- غزل شمارهٔ ۱۲۳ — مطربِ عشق عجب ساز و نوایی دارد
- غزل شمارهٔ ۱۲۹ — اگر نه باده غمِ دل ز یادِ ما بِبَرَد
- غزل شمارهٔ ۱۲۱ — هر آن کاو خاطِرِ مَجموع و یارِ نازنین دارد
- غزل شمارهٔ ۱۳۱ — بیا که تُرکِ فلک خوانِ روزه غارت کرد
- غزل شمارهٔ ۱۴۰ — دلبر بِرَفت و دلشدگان را خبر نکرد
- غزل شمارهٔ ۱۳۶ — دست در حلقهٔ آن زلفِ دوتا نتوان کرد
- غزل شمارهٔ ۱۳۹ — رو بر رَهَش نهادم و بر من گذر نکرد
- غزل شمارهٔ ۱۳۴ — بلبلی خونِ دلی خورد و گلی حاصل کرد
- غزل شمارهٔ ۱۳۸ — یاد باد آن که ز ما وقتِ سفر یاد نکرد
- غزل شمارهٔ ۱۳۵ — چو باد، عزمِ سرِ کویِ یار خواهم کرد
- غزل شمارهٔ ۱۳۳ — صوفی نَهاد دام و سَرِ حُقِّه، باز کَرْد
- غزل شمارهٔ ۱۳۷ — دل از من بُرد و روی از من نهان کرد
- غزل شمارهٔ ۱۴۲ — دوستان دخترِ رَز توبه ز مستوری کرد
- غزل شمارهٔ ۱۴۴ — به سِرِّ جامِ جم آنگه نظر توانی کرد
- غزل شمارهٔ ۱۴۱ — دیدی ای دل که غمِ عشق دگربار چه کرد؟