امیرخسرو دهلوی
درگذشته ۷۲۵ هجری قمری، دهلی
زندگینامهٔ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسیگوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاصل کرد. وی از موسیقی نیز بهرمند بوده و از موسیقیدانان مشهور زمان خود به شمار میرفته است. وی در نظم و نثر استاد بود و آثار بسیاری از خود باقی گذاشته که ازجملهٔ آنها دیوان قصاید و غزلیات اوست. علاوه بر آن خمسهٔ نظامی گنجوی را نیز استقبال کرده و آن را جواب گفته است. وی سرانجام در سن هفتاد و پنج سالگی در سال ۷۲۵ هجری قمری در دهلی وفات یافت.
آثار امیرخسرو دهلوی
شعرهای امیرخسرو دهلوی
- بخش ۲۷ - بازگشت خسرو از اصفهان و خواب دیدن او — چو در ارمن رسید از جنبش تیز
- بخش ۲۵ - بیتی چند از عتاب نامهٔ خسرو به شیرین — به نام آنکه تن را نور جان داد
- بخش ۲۹ - مردن فرهاد در عشق شیرین — ملک را بود زنگی پاسبانی
- بخش ۳۲ - رفتن خسرو به سوی قصر شیرین و در بستن شیرین به روی خسرو — چو بستان تازه گشت از باد نوروز
- بخش ۲۶ - از جواب نامهٔ شیرین به خسرو — به نام نقشبند لوح هستی
- بخش ۳۱ - مناجات شیرین در شب فراق — شبی تاریک چون دریائی از قیر
- بخش ۳۰ - رسیدن خبر مرگ فرهاد به شیرین و زاری او — که چون فرهاد روز خود به سر برد
- بخش ۲۸ - رفتن خسرو پیش فرهاد و مناظرهٔ ایشان — شهنشه گفت کز بخت دل افروز
- بخش ۳۵ - غزل سرائی باربد از زبان خسرو — چو فرخ ساعتی باشد که تقدیر
- بخش ۳۶ - شکر ریزی عروسی خسرو و شیرین و فرستادن خسرو انگشتری را به رسم پیمان — چو مه در چادر شب رفت در خواب
- بخش ۳۷ - عقد کردن خسرو شیرین را — ملک فرمود کآید موبدی زود
- بخش ۳۳ - گفتگوی خسرو و شیرین — به زاری گفت کای جانم بتو شاد
- بخش ۳۹ - مجلس ساختن خسرو پرویز با حکیمان — در آمد قاصد اقبال سرمست
- بخش ۳۴ - پاسخ خسرو به شیرین — جوابی با هزاران عذر چون قند
- بخش ۳۸ - زفاف خسرو و شیرین — چو مه در جلوه شد با نازنینان
- بخش ۱ - باسم الملک الوهاب — ای داده به دل خزینهٔ راز
- بخش ۵ - مدح شیخ الطریقه نظام الحق والحقیقة محمدی، که عیسی آخر الزمانش فرستادند، تا دم جان بخش او: اسلام محمدی را از سر زنده گردانیده، و عمر جاوید بخشید متع الله المسلمین به طول بقائه — چون گوهر مدح خواجه سفتم
- بخش ۶ - فی المحمده المحمدیه، و هو ختم اخلفاء العرب و العجم، وارث الخلافه من آدم، علاء الدنیا و الدین، ناصر امیرالمؤمنین، المستنصر برب العالمین، المستعم به حبل الله المتین، رفع فی الخلافه در جاته، و جعل اخلاقه خلفاء الا قالیم فی حیاته — شاهی که، به نصرت خدایی،
- بخش ۳ - نعت خاتم انبیا که لوح محفوظ نگین راستین اوست، و کلام الله نقش نگین او، زین الله خاتم امورنا، بایادیه — شاه رسل و شفیع مرسل
- بخش ۷ - در سبب نظم این جواهر، و سر رشتهٔ دقت را درو کشیدن، و در نظر جوهریان مبصر داشتن، و قیمت عدل خواستن — چون من بدو نامه زین ورق پیش
- بخش ۲ - مناجات در حضرت واهب منی و نجات — ای عذر پذیر عذرخواهان
- بخش ۴ - در طیران آن سیمرغ قاف قران سوی سواد ما زاغ با طاوس سدره یمد لله ظلها علینا — فرخنده شبی که آن جهان گیر
- بخش ۹ - حکایت شبانی که از غایت همّت، تیغ را آیینه وجاهت و قلم را عمدهٔ دولت خود ساخت — گویند که در عرب، جوانی
- بخش ۸ - راه نمودن فرزند قرهالعین عینالدین خضر را، که از ظلمات دنیا سوی روشنایی گراید، رواه الله من عین الحیوة عمره، کالخضر، بصحه الذات — ای چاره ده ماهه زرگانی