مسعود سعد سلمان
زندگینامهٔ مسعود سعد سلمان
مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن مسعود و ملک ارسلان بن مسعود و بهرامشاه بن مسعود مشغول شد و تا زمان وفاتش در سال ۵۱۵ هجری قمری نزد ایشان تقرب داشت. دیوان وی مکرر به طبع رسیده و حدود ۱۶۰۰۰ بیت دارد. به غیر از دیوان فارسی، دو دیوان تازی و هندی نیز به او نسبت دادهاند. حبسیههای وی معروف است.
آثار مسعود سعد سلمان
شعرهای مسعود سعد سلمان
- شمارهٔ ۲۶۴ — هرگه که به پیراهن تو درنگرم
- شمارهٔ ۲۶۶ — در خواب گه از دل به شب آتش بیزم
- شمارهٔ ۲۶۷ — شب ز انده تو همی نیاید خوابم
- شمارهٔ ۲۶۵ — دلخسته چشم ناوک انداز توام
- شمارهٔ ۲۶۸ — دانم که ز چرخ بخش بیرون نکنم
- شمارهٔ ۲۷۰ — از بند رحم ببند مهد افتادم
- شمارهٔ ۲۶۹ — من دوش که از هجر تو در تاب شدم
- شمارهٔ ۲۷۱ — شه پندارد که ما خردمندانیم
- شمارهٔ ۲۷۴ — تا روز همه شب از هوس بیدارم
- شمارهٔ ۲۷۷ — از دل بدم آتشی برانگیختهام
- شمارهٔ ۲۷۶ — امروز در این حبس من آن ممتحنم
- شمارهٔ ۲۷۸ — عمری بدو کف دو رخ نگارا خستم
- شمارهٔ ۲۷۹ — گفتی خبرت کنم کسی بفرستم
- شمارهٔ ۲۷۲ — در آرزوی بوی گل نوروزم
- شمارهٔ ۲۷۳ — لرزان ز بلا چو برگ داند یارم
- شمارهٔ ۲۷۵ — بر دیده خیال دوست بنگاشتهام
- شمارهٔ ۲۸۴ — از بلبل نالنده تر و زارترم
- شمارهٔ ۲۸۲ — هر جا که ز فضل پیشگاهی است منم
- شمارهٔ ۲۸۵ — روزان و شبان در آن غم و تیمارم
- شمارهٔ ۲۸۳ — با ناله همی چو ابر بهمن گریم
- شمارهٔ ۲۸۷ — از خود به تو من بتا گمانها دارم
- شمارهٔ ۲۸۰ — آن مرد که در سخن جهانیست منم
- شمارهٔ ۲۸۱ — هر جای که آتش نبردیست منم
- شمارهٔ ۲۸۶ — ای جان جهان تا خبرت یافته ام