ترکی شیرازی
درگذشته ۱۳۳۰ هجری قمری
زندگینامهٔ ترکی شیرازی
آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.
آثار ترکی شیرازی
شعرهای ترکی شیرازی
- شمارهٔ ۶ - حدیث غربت — خوش آن که درد دل خویش با صبا گویم
- شمارهٔ ۷ - سیل اشک — شکر خدا کز امت پاک پیمبرم
- شمارهٔ ۱۰ - سوز عطش — چون شه ملک حجاز آمد سوی ملک عراق
- شمارهٔ ۹ - طارم خضرا — در کرب و بلا خواندند، چون سید بطحارا
- شمارهٔ ۵ - عزای رضا — چرا؟ چونی، نکنم ناله در عزای رضا
- شمارهٔ ۴ - بضعه الرسول — آه از دمی که فاطمه دخت پیمبرا
- شمارهٔ ۱۱ - ضیاء دیدهٔ لیلا — کیست یارب این جوان نو خط سیمین عذار؟
- شمارهٔ ۸ - هلال ماه ماتم — باز بر طرف چمن، یا رب چه شد کآبر بهار
- شمارهٔ ۱۸ - سرو خونین — ز جا برخیز ای رعنا جوان گلعذار من
- شمارهٔ ۱۲ - حدیث محنت افزا — دریغا از قد و بالای علی اکبر
- شمارهٔ ۱۹ - خلاصهٔ ناس — گرفت مشک وروان گشت آن خلاصهٔ ناس
- شمارهٔ ۱۶ - زلف گره گشا — خیز ز جای ای پسر، جان و تنم فدای تو
- شمارهٔ ۱۴ - اکبر گل پیرهن — دید شاه شهدا چون بدن اکبر را
- شمارهٔ ۱۷ - قاسم گلگون عذار — باز غم از چارسو، ریخت به جانم شرار
- شمارهٔ ۱۵ - در اشک — شد وقت آن که باز کنم گریه زار زار
- شمارهٔ ۱۳ - مهر درخشنده — چون شه تشنه لبان، بی کس بی یاور شد
- شمارهٔ ۲۰ - علمدار سپاه — چرا افتاده ای، ای قهرمان شیر گیر من؟!
- شمارهٔ ۲۴ - دشت عشق — عید قربان است و می بایست قربانی نمود
- شمارهٔ ۲۳ - روز عاشورا — «کربلا شد خزان گلستانش
- شمارهٔ ۲۱ - آب فرات — آی آب فرات! از چه گل آلود روانی؟
- شمارهٔ ۲۲ - آفتاب برج امانت — باران مگر به کرب وبلا قحط آب بود
- شمارهٔ ۲۷ - باغ کربلا — سحرگه عندلیبی در گلستان
- شمارهٔ ۲۶ - داستان غم فزا — باز بر جان عشقم آتش برفروخت
- شمارهٔ ۲۵ - جگر گوشهٔ مصطفی — چو در کربلا خسرو نشاتین