ترکی شیرازی
درگذشته ۱۳۳۰ هجری قمری
زندگینامهٔ ترکی شیرازی
آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.
آثار ترکی شیرازی
شعرهای ترکی شیرازی
- شمارهٔ ۲۹ - محراب عشق — نهاد شمر چو بر خاک، ماه روی حسین
- شمارهٔ ۲۸ - کبوتران حرم — به دشت کرب وبلا ازجفای شمر شریر
- شمارهٔ ۳۰ - قره العین نبی — زیر خنجر شه دین، گر ندهد سر چکند؟
- شمارهٔ ۳۲ - واقعهٔ کربلا — یاران مگر حسین ولی خدا نبود؟
- شمارهٔ ۳۳ - فزون از ستاره زخم — شاهی که جان سپرد و، ببر مادرش نبود
- شمارهٔ ۳۱ - لعل گهربار — خنجر شمر، به قتل شه ابرار، حریص
- شمارهٔ ۳۴ - مژهٔ چشم تر — شوری که حسین بهر شهادت به سرش بود
- شمارهٔ ۳۵ - طایر باغ جنان — ای شهیدی که لب تشنه بریدند سرت را!
- شمارهٔ ۳۸ - گوهر اشک — رسید موسم ماتم که گریه ساز کنید
- شمارهٔ ۳۷ - شافع محشر — که گمان داشت خزان، گلشن حیدر گردد
- شمارهٔ ۴۳ - زانوی غم — من از جور و جفای چرخ کجرفتار، مینالم
- شمارهٔ ۳۶ - چرخ نیلگون — ای زخم های پیکرت از اختران فزون
- شمارهٔ ۴۱ - قلزم خون — کیست این کشته که در لجهٔ خون غوطه ور است؟
- شمارهٔ ۳۹ - اشک خونین — «در دلم لالهصفت، خون جگر میریزد
- شمارهٔ ۴۰ - مقتل خون — زلف اکبر چو ز خون سر او تر گردید
- شمارهٔ ۴۲ - حدیث کربلا — شبان تیره از دود فراق دوستان نالم
- شمارهٔ ۴۵ - دیدهٔ خونبار — بر سبط نبی گنبد دوار بنالد
- شمارهٔ ۵۰ - آتش داغ — « ای که با مهر تو آب و گلم آمیخته شد!
- شمارهٔ ۴۴ - چشم اشکبار — شبان تیره به درگاه کردگار، بنالم
- شمارهٔ ۴۶ - چرا چو شمع نسوزم؟ — چرا ز غصه شب و روز، زار زار نگریم؟
- شمارهٔ ۴۹ - مرآت خدا — ای قتیلی که به خون غرقه ز شمشیر جفایی
- شمارهٔ ۴۸ - مظلوم کربلا — چشمی که در عزای شه کربلا گریست
- شمارهٔ ۴۷ - کشتهٔ غریب — ای در عزات خالق اکبر، گریسته
- شمارهٔ ۵۱ - نقطهٔ پرگار — تو نور چشم احمد مختاری ای حسین