رباعیات — دیوان اشعار اسیری لاهیجی
فهرست شعرها
- شمارهٔ ۲ — داری سر جور و بیوفائی با ما
- شمارهٔ ۱ — از ما نبود نشان و نامی پیدا
- شمارهٔ ۳ — جان و دل من فدای جانان بادا
- شمارهٔ ۶ — مائیم مجرد از اضافات و نسب
- شمارهٔ ۸ — سرگشته چو گو شدم بمیدان غمت
- شمارهٔ ۵ — ای ذات تو برتر از خیال من و ما
- شمارهٔ ۷ — حال دل دیوانه عجایب حالیست
- شمارهٔ ۱۱ — خورشید رخ تو ماه تابان من است
- شمارهٔ ۹ — چون سبزه دمیده شد به بستان رخت
- شمارهٔ ۴ — ای ملک فراق جای دیرینه ما
- شمارهٔ ۱۰ — تا گشت دلم ز عشق پابست غمت
- شمارهٔ ۱۸ — سرمایه عمر من بسودای تو رفت
- شمارهٔ ۱۵ — تاجی ز خیال وصل تو در سرماست
- شمارهٔ ۱۳ — مائیم منزه از قیود ملکوت
- شمارهٔ ۱۹ — از نور تجلی تو عالم پیداست
- شمارهٔ ۱۲ — از آتش شوق تو دلم بریانست
- شمارهٔ ۱۷ — جانی که همای عالم قدس بدست
- شمارهٔ ۱۶ — درد تو دوای این دل رنجورست
- شمارهٔ ۱۴ — هر لحظه جمال دوست دیدن چه خوش است
- شمارهٔ ۲۰ — تا دل بجفای عشق تو خو کردست
- شمارهٔ ۲۱ — پیوسته مرا از او جگر پرخونست
- شمارهٔ ۲۳ — ظاهر ز مظاهر جهات ذات منست
- شمارهٔ ۲۴ — نور رخت از ظلمت زلفت پیداست
- شمارهٔ ۲۷ — عشق تو مرا ز عالم آزادی داد
- شمارهٔ ۲۲ — آنجا که منم نه ذات باشد نه صفات
- شمارهٔ ۲۶ — تا مهر جمال تو هویدا شده است
- شمارهٔ ۲۵ — آن نقد نبی که در ولایت شاهست
- شمارهٔ ۳۳ — لعل لب تو از می ناب اولیتر
- شمارهٔ ۳۱ — ای دلبر شوخ بیوفائی تا چند
- شمارهٔ ۳۵ — ای دل بغم فراق می باش صبور
- شمارهٔ ۲۸ — از پرتو روی تو جهان روشن شد
- شمارهٔ ۳۲ — یارم ز همه جهان مرا روی نمود
- شمارهٔ ۳۴ — ای حسن تو از روی بتان کرده ظهور
- شمارهٔ ۳۰ — روی تو نهان بپرده عالم شد
- شمارهٔ ۲۹ — آن دم که ظهور یار و اغیار نبود
- شمارهٔ ۳۶ — دادم دل خود به عشق یاری که مپرس
- شمارهٔ ۳۹ — ما کاشف رمز علم الاسمائیم
- شمارهٔ ۳۸ — هر لحظه رخت بحسن دیگر بینم
- شمارهٔ ۴۰ — جامی که می دو کون را جاست منم
- شمارهٔ ۴۱ — من عاشق و رند و لاابالی شده ام
- شمارهٔ ۴۳ — ما مست مدام کوی آن خماریم
- شمارهٔ ۳۷ — ما محرم اسرار الهیم ای دل
- شمارهٔ ۴۲ — در بادیه عشق تو سرگردانم
- شمارهٔ ۴۸ — معشوقه پرست لاابالی مائیم
- شمارهٔ ۴۹ — شهباز فضای لامکانی مائیم
- شمارهٔ ۵۰ — واصل بجهان بی مثالی مائیم
- شمارهٔ ۵۱ — بینا بحقایق معانی مائیم
- شمارهٔ ۴۶ — در عشق تو بی مذهبم و بی دینم
- شمارهٔ ۴۷ — روی تو ز مرآت جهان می بینم
- شمارهٔ ۴۴ — ما چون ز ازل مست و خراب آمده ایم
- شمارهٔ ۴۵ — ما بنده عشق و از خرد آزادیم
- شمارهٔ ۵۴ — گفتی چو غمت رسد ترا غمخوارم
- شمارهٔ ۵۵ — تا در رخ خوب تو نگاهی کردم
- شمارهٔ ۵۷ — ما جمله جهان مصحف ذاتت دانیم
- شمارهٔ ۵۶ — ناظر بکتاب روی خوبان زانیم
- شمارهٔ ۵۹ — عالم ز جمال تو منور بینم
- شمارهٔ ۵۲ — در پرتوحسن دلبری حیرانم
- شمارهٔ ۵۸ — جانا ز جهان جمال تو می بینم
- شمارهٔ ۵۳ — عمری بامید وصل دلبر بودم
- شمارهٔ ۶۵ — ای مونس جان من بگاه و بیگاه
- شمارهٔ ۶۳ — زان دم که شدیم آشنای غم تو
- شمارهٔ ۶۷ — ذاتست و صفات بیحد و اندازه
- شمارهٔ ۶۶ — ای روی ترا جمله جهان آئینه
- شمارهٔ ۶۰ — مشتاق جمال روی جان افروزم
- شمارهٔ ۶۱ — جز عشق تو نیست در جهان حاصل من
- شمارهٔ ۶۲ — دریای دلم نه قعر دارد نه کران
- شمارهٔ ۶۴ — ای عشق تو مونس دل دیوانه
- شمارهٔ ۷۱ — ای دل تو اگر باده عشقش نوشی
- شمارهٔ ۷۵ — بحرست مرا جام می و حق ساقی
- شمارهٔ ۶۸ — رندیم و حریف شاهد و پیمانه
- شمارهٔ ۷۲ — ای دل به غم فراق دایم خونی
- شمارهٔ ۷۳ — مائیم اسیر دام گیسوی کسی
- شمارهٔ ۷۴ — تا سنبل زلف تو برآشفت بروی
- شمارهٔ ۶۹ — ما را بجهان نیست بجز یک هوسی
- شمارهٔ ۷۰ — ای دیده همیشه طالب دیداری
- شمارهٔ ۷۷ — تا مستی هستیت نگردد لاشی
- شمارهٔ ۷۶ — ای در دل هر ذره ز تو سودائی