خاقانی شروانی
زاده ۵۲۰ – درگذشته ۵۹۵ هجری قمری، شروان
زندگینامهٔ خاقانی
افضلالدّین بدیل بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگترین قصیدهسرایان تاریخ شعر و ادب فارسی بهشمار میآید. از القاب مهم وی حسان العجم میباشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قویطبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از قصیدهسرایان عصر خویش است. توانایی او در استخدام معانی و ابتکار مضامین در هر قصیدهٔ او پدیدار است.
آثار خاقانی
شعرهای خاقانی
- شمارهٔ ۳۶ - قصیده — تا دل من دل به قناعت نهاد
- شمارهٔ ۳۷ - در مرثیهٔ سپهبد کیالواشیر — عهد عشق نیکوان بدرود باد
- شمارهٔ ۳۸ - در رثاء بهاء الدین احمد — دل ز راحت نشان نخواهد داد
- شمارهٔ ۳۵ - در بیاعتنایی به دنیا — نه به دولت نظری خواهم داشت
- شمارهٔ ۳۴ - در مدح صفوة الدین بانوی شروان شاه — این پرده کاسمان جلال آستان اوست
- شمارهٔ ۳۲ - در مدح صفوة الدین بانوی شروان شاه — صبح تا آستین برافشانده است
- شمارهٔ ۳۹ - در ستایش صفوة الدین بانوی شروان شاه اخستان — بانوی تاجدار مرا طوقدار کرد
- شمارهٔ ۳۳ - در مدح خاقان کبیر ابوالمظفر اخستان شروان شاه و ملکه — دل روی مراد از آن ندیده است
- شمارهٔ ۴۰ - قصیده — هرگز به باغ دهر گیائی وفا نکرد
- شمارهٔ ۴۲ - در تهنیت ولادت فرزند اخستان شاه — صبح چو کام قنینه خنده برآورد
- شمارهٔ ۴۴ - دربارهٔ بیماری خود — عارضهٔ تازه بین که رخ به من آورد
- شمارهٔ ۴۱ - قصیده — خسرو بدار ملک جم ایوان تازه کرد
- شمارهٔ ۴۵ - در ستایش عز الدوله — دست درافشان چو زی تیغ درفشان آورد
- شمارهٔ ۴۳ - تجدید مطلع — آن مه نو بین که آفتاب برآورد
- شمارهٔ ۴۶ - در ستایش اتابک اعظم مظفر الدین قزل ارسلان عثمان بن ایلدگز — صبح چون زلف شب براندازد
- شمارهٔ ۴۷ - مطلع دوم — دل به سودای تو سر اندازد
- شمارهٔ ۵۱ - قصیده — خوی فلک بین که چه ناپاک شد
- شمارهٔ ۴۸ - قصیده — منتظری تا ز روزگار چه خیزد
- شمارهٔ ۴۹ - قصیده — تشنهٔ دل به آب مینرسد
- شمارهٔ ۵۲ - در رثاء زوجهٔ خود — دیر خبر یافتی که یار تو گم شد
- شمارهٔ ۵۳ - قصیده — ای دل، به سرِ مویی، آزاد نخواهی شد.
- شمارهٔ ۵۵ - وقتی او را از رفتن به خراسان منع میکردند مشتاقانه این قصیدهٔ را سرود — چه سبب سوی خراسان شدنم نگذارند
- شمارهٔ ۵۰ - در رثاء امام محمد بن یحیی و حادثهٔ حبس سنجر در فتنهٔ غز — آن مصر مملکت که تو دیدی خراب شد
- شمارهٔ ۵۴ - در ستایش رکن الدین محمد بن عبد الرحمن طغان یزک — جام طرب کش که صبح کام برآمد