خاقانی شروانی
زاده ۵۲۰ – درگذشته ۵۹۵ هجری قمری، شروان
زندگینامهٔ خاقانی
افضلالدّین بدیل بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگترین قصیدهسرایان تاریخ شعر و ادب فارسی بهشمار میآید. از القاب مهم وی حسان العجم میباشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قویطبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از قصیدهسرایان عصر خویش است. توانایی او در استخدام معانی و ابتکار مضامین در هر قصیدهٔ او پدیدار است.
آثار خاقانی
شعرهای خاقانی
- غزل شمارهٔ ۳۶۱ — صید توام فکندی و در خون گذاشتی
- غزل شمارهٔ ۳۶۲ — به رخت چه چشم دارم که نظر دریغ داری
- غزل شمارهٔ ۳۶۷ — خطی بر سوسن از عنبر کشیدی
- غزل شمارهٔ ۳۶۵ — هرگز بود به شوخی چشم تو عبهری؟
- غزل شمارهٔ ۳۶۴ — مرا روزی نپرسی کآخر ای غمخوار من چونی
- غزل شمارهٔ ۳۶۶ — گر قصد جان نداری، خونم چرا خوری
- غزل شمارهٔ ۳۶۸ — هدیهٔ پای تو زر بایستی
- غزل شمارهٔ ۳۶۳ — زین نیم جان که دارم جانان چه خواست گوئی
- غزل شمارهٔ ۳۷۰ — دشوار عشق بر دلم آسان نمیکنی
- غزل شمارهٔ ۳۷۱ — گر نه تو ای زود سیر تشنهٔ خون منی
- غزل شمارهٔ ۳۷۴ — گر بر در وصالت امید بار بودی
- غزل شمارهٔ ۳۷۵ — با هیچ دوست دست به پیمان نمیدهی
- غزل شمارهٔ ۳۶۹ — ناز جنگآمیز جانان برنتابد هر دلی
- غزل شمارهٔ ۳۷۲ — چه کرد این بنده جز آزادمردی
- غزل شمارهٔ ۳۷۶ — دلم غارتیدی ز بس ترکتازی
- غزل شمارهٔ ۳۷۳ — مرا تا جان بود جانان تو باشی
- غزل شمارهٔ ۳۸۰ — ای دیده ره ز ظلمت غم چون برون بری
- غزل شمارهٔ ۳۷۸ — هر روز به هر دستی رنگی دگر آمیزی
- غزل شمارهٔ ۳۷۹ — از بوالعجبی هردم رنگ دگر آمیزی
- غزل شمارهٔ ۳۷۷ — خاک شدم در تو را آب رخم چرا بری
- غزل شمارهٔ ۳۸۱ — عتاب رنگ به من نامهای فرستادی
- غزل شمارهٔ ۳۸۳ — یک زبان داری و صد عشوهگری
- غزل شمارهٔ ۳۸۴ — تو را افتد که با ما سر برآری
- غزل شمارهٔ ۳۸۲ — ز من گسستی و با دیگران بپیوستی