خاقانی شروانی
زاده ۵۲۰ – درگذشته ۵۹۵ هجری قمری، شروان
زندگینامهٔ خاقانی
افضلالدّین بدیل بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگترین قصیدهسرایان تاریخ شعر و ادب فارسی بهشمار میآید. از القاب مهم وی حسان العجم میباشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قویطبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از قصیدهسرایان عصر خویش است. توانایی او در استخدام معانی و ابتکار مضامین در هر قصیدهٔ او پدیدار است.
آثار خاقانی
شعرهای خاقانی
- شمارهٔ ۵۷ - قصیده — بس بس ای طالع خاقانی چند
- شمارهٔ ۵۶ - قصیده — لطف ملک العرش به من سایه برافکند
- شمارهٔ ۵۹ - در رثاء خانوادهٔ خود — دردا که دل نماند و بر او نام درد ماند
- شمارهٔ ۶۳ - قصیده — دلهای ما قرارگه درد کردهاند
- شمارهٔ ۶۰ - در شکایت از روزگار — به فلک تخته در ندوختهاند
- شمارهٔ ۵۸ - این قصیدهٔ را در جواب امام مجد الدین سروده و به مدح شاه اخستان پایان داده است — الصبوح ای دل که جان خواهم فشاند
- شمارهٔ ۶۲ - در ستایش منوچهر بن فریدون شروان شاه — می و مشک است که با صبح برآمیختهاند
- شمارهٔ ۶۱ - تجدید مطلع — دوش بر گردون رنگی دگر آمیختهاند
- شمارهٔ ۶۵ - مطلع دوم — گوئیی کز عشق او یک شهر جان افشاندهاند
- شمارهٔ ۷۱ - مطلع دوم — دوش چون خورشید را مصروع خاور ساختند
- شمارهٔ ۷۰ - در ستایش مظفر الدین قزل ارسلان ایلدگز — صبح خیزان کز دو عالم خلوتی برساختند
- شمارهٔ ۶۷ - این قصیدهٔ را نهزة الارواح و نزهة الاشباح گویند و در کعبهٔ معظمه انشاء کرده مطلع اول صفت عشق و مقصد صدق کند و باز شرح منازل و مناسک راه کعبه دهد از بغداد تا مکه — شب روان در صبح صادق کعبهٔ جان دیدهاند
- شمارهٔ ۶۹ - مطلع سوم — دشت موقف را لباس از جوهر جان دیدهاند
- شمارهٔ ۶۴ - در ستایش ابو المظفر اخستان شروان شاه — صبح خیزان کاستین بر آسمان افشاندهاند
- شمارهٔ ۶۶ - مطلع سوم — تا غبار از چتر شاه اختران افشاندهاند
- شمارهٔ ۶۸ - مطلع دوم — تا خیال کعبه نقش دیدهٔ جان دیدهاند
- شمارهٔ ۷۷ - در ستایش شروان شاه — صورت نمیبندد مرا کان شوخ پیمان نشکند
- شمارهٔ ۷۵ - قصیده — مرد آن بود که از سر دردی قدم زند
- شمارهٔ ۷۴ - قصیده — امروز مال و جاه خسان دارند
- شمارهٔ ۷۳ - قصیده — سرورانی که مرا تاج سرند
- شمارهٔ ۷۶ - در شکایت از زندان — غصه بر هر دلی که کار کند
- شمارهٔ ۷۸ - ایضا در مرثیهٔ خانوادهٔ خود — راز دلم جور روزگار برافکند
- شمارهٔ ۷۲ - مطلع سوم — طره مفشان کز هلالت عید جان برساختند
- شمارهٔ ۷۹ - در ستایش نصرة الدین ابوالمظفر اصفهبد لیالواشیر پادشاه مازندران — گردون نقاب صبح به عمدا برافکند