خاقانی شروانی
زاده ۵۲۰ – درگذشته ۵۹۵ هجری قمری، شروان
زندگینامهٔ خاقانی
افضلالدّین بدیل بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگترین قصیدهسرایان تاریخ شعر و ادب فارسی بهشمار میآید. از القاب مهم وی حسان العجم میباشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قویطبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از قصیدهسرایان عصر خویش است. توانایی او در استخدام معانی و ابتکار مضامین در هر قصیدهٔ او پدیدار است.
آثار خاقانی
شعرهای خاقانی
- شمارهٔ ۱۳۰ - مطلع دوم — ای لب و زلفین تو مهره و افعی بهم
- شمارهٔ ۱۳۲ - در ستایش بهاء الدین محمد دبیر خوارزم شاه تکش بن ایل ارسلان — طفلی و طفیل توست آدم
- شمارهٔ ۱۳۳ - مطلع دوم — با آنکه به موی مانم از غم
- شمارهٔ ۱۲۹ - در ستایش سلطان غیاث الدین محمد بن محمود بن محمد بن ملک شاه سلجوقی — مرغ شد اندر هوا رقص کنان صبحدم
- شمارهٔ ۱۲۸ - در رثاء امام محمد بن یحیی خراسانی و خفه شدن او به دست غزان — تا درد و محنت است در این تنگنای خاک
- شمارهٔ ۱۳۱ - مطلع سوم — گر نه شب از عین عید ساخت طلسمی بخم
- شمارهٔ ۱۳۴ - مطلع سوم — ای شحنهٔ شش جهات عالم
- شمارهٔ ۱۳۵ - در مرثیهٔ شیخ الاسلام عمدة الدین محمد بن اسعد طوسی نیشابوری شافعی معروف به حفده — آن پیر ما که صبح لقائی است خضر نام
- شمارهٔ ۱۴۱ - باز هم در مرثیهٔ خانوادهٔ خویش — بس وفا پرورد یاری داشتم
- شمارهٔ ۱۴۰ - در شکایت از روزگار — عافیت را نشان نمییابم
- شمارهٔ ۱۳۶ - در رثاء خانوادهٔ خود — بیباغ رخت جهان مبینام
- شمارهٔ ۱۴۲ - در حماسه و نکوهش حسودان و سخنی در حکمت — هر زمان زین سبز گلشن رخت بیرون میبرم
- شمارهٔ ۱۴۳ - مطلع دوم — من کیم باری که گوئی ز آفرینش برترم
- شمارهٔ ۱۳۸ - در مدح عصمت الدین خواهر منوچهر و شفیع آوردن برای اجازهٔ سفر — حضرت ستر معلا دیدهام
- شمارهٔ ۱۳۹ - در ستایش خراسان و آرزوی وصول به آن مدح صدر جهان محیی الدین — رهروم مقصد امکان به خراسان یابم
- شمارهٔ ۱۳۷ - در وصف خاک مقدسی که از بالین حضرت ختمی مرتبت آورده بود — صبح وارم کآفتابی در نهان آوردهام
- شمارهٔ ۱۴۶ - در شکایت از روزگار و دوستان و ستایش تهمتن پهلوان — روزم فرو شد از غم، هم غمخوری ندارم
- شمارهٔ ۱۵۰ - در شکایت و عزلت — به دل در خواص بقا میگریزم
- شمارهٔ ۱۴۴ - در موعظه و نصیحت و تخلص به ستایش بهاء الدین سعد بن احمد — از آن قبل که سر عالم بقا دارم
- شمارهٔ ۱۴۷ - مطلع دوم — ای باغ جان که به ز لبت نوبری ندارم
- شمارهٔ ۱۴۵ - در مدح امام ناصر الدین ابراهیم — در این دامگاه ارچه همدم ندارم
- شمارهٔ ۱۵۱ - در دلتنگی و شکایت از روزگار و خوشدلی از گوشهگیری و قناعت — غصه بندد نفس افغان چکنم؟
- شمارهٔ ۱۴۹ - هنگام حبس در عزلت و قناعت و تخلص به مدح خاتم انبیاء — هر صبح پای صبر به دامن درآورم
- شمارهٔ ۱۴۸ - در شکایت از روزگار و مدح پیغمبر بزرگوار و یاد از کعبهٔ معظمه — هر صبح سر ز گلشن سودا برآورم