خاقانی شروانی
زاده ۵۲۰ – درگذشته ۵۹۵ هجری قمری، شروان
زندگینامهٔ خاقانی
افضلالدّین بدیل بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگترین قصیدهسرایان تاریخ شعر و ادب فارسی بهشمار میآید. از القاب مهم وی حسان العجم میباشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قویطبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از قصیدهسرایان عصر خویش است. توانایی او در استخدام معانی و ابتکار مضامین در هر قصیدهٔ او پدیدار است.
آثار خاقانی
شعرهای خاقانی
- شمارهٔ ۱۵۹ - در ستایش جلال الدین ابوالفتح شروان شاه — نطع بگسترد عشق پای فرو کوب هان
- شمارهٔ ۱۵۳ - در شکایت از روزگار و مردم — به درد دلم کاشنائی نبینم
- شمارهٔ ۱۵۶ - در شکایت از جهان و نعت خاتم پیغمبران — قحط وفاست در بنهٔ آخر الزمان
- شمارهٔ ۱۵۷ - در موعظه و گوشهگیری — هین کز جهان علامت انصاف شد نهان
- شمارهٔ ۱۵۴ - در مرثیهٔ نصرةالدین ابوالمظفر اصفهبد کیالواشیر — ای قبلهٔ جان کجات جویم
- شمارهٔ ۱۵۸ - خاقانی درجواب ابوالفضایل احمد سیمگر گوید — الامان ای دل که وحشت زحمت آورد الامان
- شمارهٔ ۱۵۵ - در شکایت و عزلت و تخلص به نعت پیامبر بزرگوار — ضماندار سلامت شد دل من
- شمارهٔ ۱۵۲ - در ستایش مظفر الدین قزل ارسلان ایلدگز — هر صبح که نو جهان ببینم
- شمارهٔ ۱۶۲ - در مدح قاضی القضاة احمشاد — تا رقم حسن تو زد آسمان
- شمارهٔ ۱۶۳ - مطلع دوم — از همه عالم شدهام بر کران
- شمارهٔ ۱۶۶ - مطلع دوم — اکنون که گشاد گل گریبان
- شمارهٔ ۱۶۰ - مطلع دوم — ای لب و خالت بهم طوطی و هندوستان
- شمارهٔ ۱۶۵ - در ستایش موفق الدین عبد الغفار — ای نایب عیسی از دو مرجان
- شمارهٔ ۱۶۴ - مطلع سوم — شاعر ساحر منم اندر جهان
- شمارهٔ ۱۶۱ - مطلع سوم — تا نفخات ربیع صور دمید از دهان
- شمارهٔ ۱۶۷ - مطلع سوم — یعقوب دلم، ندیم احزان
- شمارهٔ ۱۷۳ - در موعظه و تجرید و تخلص به مرگ عموی خود — سنت عشاق چیست؟ برگ عدم ساختن
- شمارهٔ ۱۷۵ - در مرثیهٔ قدوة الحکماء کافیالدین عم خویش — خرمی در جوهر عالم نخواهی یافتن
- شمارهٔ ۱۷۱ - در عزلت و قناعت و بیطمعی — زین بیش آبروی نریزم برای نان
- شمارهٔ ۱۷۴ - در تجرید و عزلت و قناعت و بیطمعی و شکایت از روزگار — ناگذران دل است نوبت غم داشتن
- شمارهٔ ۱۷۰ - در مذمت مغرضان و حسودان — کژ خاطران که عین خطا شد صوابشان
- شمارهٔ ۱۷۲ - درستایش اصفهان — نکهت حور است یا هوای صفاهان
- شمارهٔ ۱۶۹ - در مدح ملک الوزراء زینالدین دستور عراق — دوش چو سلطان چرخ تافت به مغرب عنان
- شمارهٔ ۱۶۸ - هنگام عبور از مداین و دیدن طاق کسری — هان! ای دلِ عبرتبین! از دیده عِبَر کن! هان!