انوری ابیوردی
زندگینامهٔ انوری
اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت سلاطین کناره گرفت. در تاریخ وفات او بین مورخان اختلاف است ولی به احتمال قوی حدود سال ۵۸۳ هجری قمری در گذشته است.
آثار انوری
شعرهای انوری
- رباعی شمارهٔ ۱۶ — همواره چو بخت خود جوانی بادت
- رباعی شمارهٔ ۱۷ — با بخل بود به غایتی پیوندت
- رباعی شمارهٔ ۱۹ — سیاره به خدمت سپرد خاک درت
- رباعی شمارهٔ ۱۸ — ای سغبهٔ آنانکه نمیجویندت
- رباعی شمارهٔ ۱۵ — ای گشته ضمیر چون بهشت از یادت
- رباعی شمارهٔ ۲۰ — در وصل تو عزم دل من روز نخست
- رباعی شمارهٔ ۱۳ — بس شب که به روز بردم اندر طلبت
- رباعی شمارهٔ ۱۴ — دل باز چو بر دام غم عشق آویخت
- رباعی شمارهٔ ۲۳ — جدت ورق زمانه از جور بشست
- رباعی شمارهٔ ۲۴ — هجری که به روز غم مبادا دل و دست
- رباعی شمارهٔ ۲۷ — با موزه به آب در دویدی به نخست
- رباعی شمارهٔ ۲۶ — ای شاه ز قدرتی که در بازوی تست
- رباعی شمارهٔ ۲۸ — کار تنم از دست دلم رفت ز دست
- رباعی شمارهٔ ۲۵ — جانا به تن شکسته و عزم درست
- رباعی شمارهٔ ۲۱ — آتش به سفال برنهادی ز نخست
- رباعی شمارهٔ ۲۲ — دستم که به گوهر قناعت پیوست
- رباعی شمارهٔ ۳۳ — از حادثهای که هرچه زو گویم هست
- رباعی شمارهٔ ۳۰ — بوطالب نعمه ای گشادهدل و دست
- رباعی شمارهٔ ۳۵ — گفتند که شعر تو ملک داشت به دست
- رباعی شمارهٔ ۳۴ — دی با تو چنان شدم به یک خاست و نشست
- رباعی شمارهٔ ۳۶ — ای عهد تو عید کامرانی پیوست
- رباعی شمارهٔ ۳۲ — دی میشد و از شکوفه شاخی در دست
- رباعی شمارهٔ ۳۱ — ای صبر ز دست دل معشوقهپرست
- رباعی شمارهٔ ۲۹ — دل در خم آن زلف معنبر بنشست