انوری ابیوردی
زندگینامهٔ انوری
اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت سلاطین کناره گرفت. در تاریخ وفات او بین مورخان اختلاف است ولی به احتمال قوی حدود سال ۵۸۳ هجری قمری در گذشته است.
آثار انوری
شعرهای انوری
- رباعی شمارهٔ ۴۴ — در سایهٔ آن زلفِ مشوش که تو راست
- رباعی شمارهٔ ۳۷ — گفتند که گل چمن به یکبار آراست
- رباعی شمارهٔ ۳۸ — در کوی تو هیچ کار من ناشده راست
- رباعی شمارهٔ ۳۹ — عدل تو زمانه را نگهدار بس است
- رباعی شمارهٔ ۴۳ — ای شاه جهان ملک جهان حسب تراست
- رباعی شمارهٔ ۴۲ — از تو طمعم یکی صراحی باده است
- رباعی شمارهٔ ۴۰ — دل بر سر عهد استوار خویش است
- رباعی شمارهٔ ۴۱ — عشقی که همه عمر بماند این است
- رباعی شمارهٔ ۴۵ — دوشینه شب ارچه جانم از رنج بکاست
- رباعی شمارهٔ ۵۰ — آن چهره که هرکه وصف او بشنیدست
- رباعی شمارهٔ ۴۷ — تا حادثه قصد آل عمران کردست
- رباعی شمارهٔ ۵۲ — چون حسن تو رنج من به عالم سمرست
- رباعی شمارهٔ ۴۶ — کون خر ملک ریش گاو افتادست
- رباعی شمارهٔ ۴۸ — زلف تو از آن دم که دلم بربودست
- رباعی شمارهٔ ۴۹ — شاها به خدایی که ترا بگزیدست
- رباعی شمارهٔ ۵۱ — فرمان تو بر جهان قضای دگرست
- رباعی شمارهٔ ۵۶ — دل در هوس شراب گلرنگ خوشست
- رباعی شمارهٔ ۵۷ — آن چیست که مقصود جهانی آنست
- رباعی شمارهٔ ۵۳ — در هر طرفی اگرچه یاری دگرست
- رباعی شمارهٔ ۵۵ — با رای تو صبح ملک بیگه خیزست
- رباعی شمارهٔ ۵۴ — دیدار تو در جهان جهانی دگرست
- رباعی شمارهٔ ۵۸ — با دل گفتم چو یار بی فرمانست
- رباعی شمارهٔ ۵۹ — با آنکه دلم در غم هجرت خونست
- رباعی شمارهٔ ۶۰ — پایی که ز بند عالمی بیرونست