انوری ابیوردی
زندگینامهٔ انوری
اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت سلاطین کناره گرفت. در تاریخ وفات او بین مورخان اختلاف است ولی به احتمال قوی حدود سال ۵۸۳ هجری قمری در گذشته است.
آثار انوری
شعرهای انوری
- شمارهٔ ۴۸۶ - مدح سدید فقیهی — جهان را دلم گفت لطفی کن آخر
- شمارهٔ ۴۸۷ - در ستایش سخن خود — بزرگوارا با آنکه معرضم ز سخن
- شمارهٔ ۴۸۴ - در شکایت — تو وزیری و منت مدحت گوی
- شمارهٔ ۴۸۲ - در شکایت — مرا پیام فرستی همی که پرسش تو
- شمارهٔ ۴۸۱ - ایضا در هجا — گمان مبر که ز بیعیبی عمادست آن
- شمارهٔ ۴۸۳ - مطایبه — دوش مهمان خواجهای بودم
- شمارهٔ ۴۸۰ — هر آنگه که چون من نیایم نخوانی
- شمارهٔ ۴۸۵ - صاحب به حکیم اسبی وعده کرد در تقاضای آن این قطعه را گفته — زهی نفاذ تو در سر کارهای ممالک
- شمارهٔ ۴۸۹ - در قناعت و خویشتنداری — مرا دوستی گفت آخر کجایی
- شمارهٔ ۴۹۱ - نصیحت — تو اگر شعر نگویی چه کنی خواجه حکیم
- شمارهٔ ۴۹۰ - در هجا — در کف خشم و شهوت و خور و خواب
- شمارهٔ ۴۸۸ - در حکمت و موعظه — صفهای را نقش میکردند نقاشان چین
- رباعی شمارهٔ ۲ — پیوسته حدیث من به گوشت بادا
- رباعی شمارهٔ ۱ — گفتم که به پایان رسد این درد و عنا
- رباعی شمارهٔ ۴ — آورد زری عماد رازی بچه را
- رباعی شمارهٔ ۳ — نه صبر به گوشهای نشاند ما را
- رباعی شمارهٔ ۵ — ای هجر مگر نهایتی نیست ترا
- رباعی شمارهٔ ۷ — هم طبع ملول گشت از آن شعر چو آب
- رباعی شمارهٔ ۶ — این دل چو شب جوانی و راحت و تاب
- رباعی شمارهٔ ۸ — زان روی که روز وصل آن در خوشاب
- رباعی شمارهٔ ۹ — آن شد که به نزدیک من ای در خوشاب
- رباعی شمارهٔ ۱۱ — هرچند که بر جزو بود کل غالب
- رباعی شمارهٔ ۱۰ — بوطالب نعمه ای سپهرت طالب
- رباعی شمارهٔ ۱۲ — ای گوهر تو بر آفرینش غالب