انوری ابیوردی
زندگینامهٔ انوری
اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت سلاطین کناره گرفت. در تاریخ وفات او بین مورخان اختلاف است ولی به احتمال قوی حدود سال ۵۸۳ هجری قمری در گذشته است.
آثار انوری
شعرهای انوری
- شمارهٔ ۴۳۹ — چنان زندگانی کن ای نیکرای
- شمارهٔ ۴۳۸ — ای آنکه جویبار جهان از نهال جود
- شمارهٔ ۴۳۲ - شراب خواهد — ای مقصد کشور چهارم
- شمارهٔ ۴۳۷ - بزرگی به خانهٔ انوری رفت در تهنیت قدوم او گوید — مرحبا مرحبا درآی درآی
- شمارهٔ ۴۳۳ - در طلب جو — ای ز قدر تو آسمان در گو
- شمارهٔ ۴۳۴ - قطعهٔ زیر از حکیم شجاعی است که به انوری نوشته است — ای انوری تویی که به فضل و هنر سزند
- شمارهٔ ۴۳۵ - انوری در جواب شجاعالدین خالد بلخی گفته و عذر تقصیر خواسته است — شجاعی ای خط و شعر تو دام و دانهٔ عقل
- شمارهٔ ۴۳۶ - ستایش سرای مجدالدین ابوالحسن عمرانی — این همایون در فرخندهسرای
- شمارهٔ ۴۴۰ — بر آفتاب حوادث بسوزم اولیتر
- شمارهٔ ۴۴۱ - در قناعت — یارب بده مرا به دل نعمتی که بود
- شمارهٔ ۴۴۳ - غرض از این لغز ریواس است — آن چیست کز آن طبق همی تابد
- شمارهٔ ۴۴۲ — سرخس از جور بیآبی و آبی
- شمارهٔ ۴۴۶ - در هجو قاضی ناصح — آنکه سایهاش کس ندید از غایت ستر و صلاح
- شمارهٔ ۴۴۴ - در هجو کسی گفته — نکنم خواجه را به شعر هجا
- شمارهٔ ۴۴۵ — شها چون پیل و فرزین شه پرستم
- شمارهٔ ۴۴۷ - در وصف بزرگی و کرم صاحب ترمد — دی ز من پرسید معروفی ز معروفان بلخ
- شمارهٔ ۴۵۰ — مرا سعد دین داد پیراهنی
- شمارهٔ ۴۵۲ — به خدایی که ذات بیچونش
- شمارهٔ ۴۵۵ - در مدیح — آنی که گر بخواهی از اقبال و سروری
- شمارهٔ ۴۵۱ - در نصیحت و موعظه — عادت کن از جهان سه خصلت را
- شمارهٔ ۴۵۳ - روزی بدمستی کرده بود در عذر آن گوید — خداوند که داند خواست عذر لطف دوشینت
- شمارهٔ ۴۴۸ - در مدح عصمةالدین — خداوند من عصمةالدین همیشه
- شمارهٔ ۴۵۴ - فیالموعظة — چهار چیزست آیین مردم هنری
- شمارهٔ ۴۴۹ - در مدح امیر فخرالدین ابوالمفاخر آبی — ای به تدبیر قطب آن گردون