صائب
زندگینامهٔ صائب
ملکالشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمهالله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطه نوآوریها و مضمونپردازیهای بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی دادهاند. در حقیقت او در این طرز سخنوری به قدری به نوآوری پرداخت که پر بیوجه نیست اگر بگوییم خود، صاحب سبک است، به عبارتی میتوان به طرز صائب و پیروان بعد ایشان گفت «سبک هندی صائب». در جوانی به مانند بسیاری از شاعران و مترسلان آن دوره به هندوستان سفر کرد و بعد از گذشت هفت سال به ایران بازگشت و در دربار شاهعباس دوم صفوی به مقام ملکالشعرایی رسید. صائب تبریزی همانند بسیاری از دیگر شاعران سبک هندی کثیرالشعر بود. شمار ابیات وی را از صدهزار تا سیصدهزار بیت ذکر کردهاند حتی بنا بر قولی تا هزارهزار یعنی یک میلیون بیت، لیکن رقم صد هزار بیت را به تحقیق میتوان پذیرفت. شهرت سخنسرایی وی در قالب غزل است. او در سایر قالبهای شعری چندان پرکار نبوده چراکه به جز چند قصیده با مضامین آیینی و مدح، مثنوی ناقص قندهارنامه، چند قطعهٔ مادهٔ تاریخ و یک ترجیعبند [که] در سندیت انتسابش به صائب، شبهه فراوان است، تمامی آثار ایشان در قالب غزل است. همچنین وی راست هفدهغزل به زبان ترکی آذربایجانی. صائب تبریزی شاعری هنرمند بود، در استخدام تعابیر و مضامین تبحر فراوانی داشت، نرمیِ طبع و نازکیِ خیال وی زبانزد اهل هنر و ادب است و برخی از تکبیتهایش بیشک از یگانه ابیات بیبدیل و از شاهکارهای هنری ادبیات فارسی به شمار میروند. وفات او را به سالهای ۱۰۸۶، ۱۰۸۷ و ۱۰۸۸ هجری قمری ذکر کردهاند لیکن قول ۱۰۸۷ موثقتر است. آرامگاه این شاعر پرآوازه و رنگینخیال در اصفهان و در محلهٔ عباسآباد قرار دارد؛ محلی که در دوران حیات ایشان به تکیهٔ میرزا صائب مشهور بوده است.
آثار صائب
شعرهای صائب
- غزل شمارهٔ ۲۵۶۶ — تیشه را از خون خود فرهاد رنگین میکند
- غزل شمارهٔ ۲۵۶۹ — عشق او جا در دل دیوانه خالی می کند
- غزل شمارهٔ ۲۵۶۷ — غارت صبر از دلم آن آتشینرو میکند
- غزل شمارهٔ ۲۵۷۰ — تا خدنگ غمزه بال و پرفشانی میکند
- غزل شمارهٔ ۲۵۶۵ — خط غزال چشم را آهوی مشکین میکند
- غزل شمارهٔ ۲۵۶۳ — ساغر پر می علاج جان محزون میکند
- غزل شمارهٔ ۲۵۶۸ — شرم حسن شوخ را کی پردهسازی میکند؟
- غزل شمارهٔ ۲۵۶۴ — گر چنین نشو و نما آن نخل موزون میکند
- غزل شمارهٔ ۲۵۷۵ — سایه تا بر گلستان آن قامت رعنا فکند
- غزل شمارهٔ ۲۵۷۶ — گر نمک در باده آن کان ملاحت افکند
- غزل شمارهٔ ۲۵۷۸ — سایه بر هر کس که آن سرو خرامان افکند
- غزل شمارهٔ ۲۵۷۷ — کو نواسنجی که در مغز جهان شور افکند؟
- غزل شمارهٔ ۲۵۷۴ — از نزاکت رنگ اگر بر چهره گل بشکند
- غزل شمارهٔ ۲۵۷۳ — هر که خار آرزو در دیده دل بشکند
- غزل شمارهٔ ۲۵۷۱ — دخل ناقص بر سخن سنجان گرانی می کند
- غزل شمارهٔ ۲۵۷۲ — دیده ما سیر چشمان شان دنیا بشکند
- غزل شمارهٔ ۲۵۸۱ — آه افسوس از دل خونگرم ما گردد بلند
- غزل شمارهٔ ۲۵۷۹ — گریه من آب در جوی سحر میافکند
- غزل شمارهٔ ۲۵۸۰ — محو شد نور خرد تا شد مرا سودا بلند
- غزل شمارهٔ ۲۵۸۲ — برق ما نگذاشت دود از خار و خس گردد بلند
- غزل شمارهٔ ۲۵۸۵ — نور شمع طور کی گردد زهر محفل بلند؟
- غزل شمارهٔ ۲۵۸۴ — حرف آن زلف از دل دیوانه ما شد بلند
- غزل شمارهٔ ۲۵۸۳ — خنده چون زان غنچه مستور میگردد بلند
- غزل شمارهٔ ۲۵۸۶ — گوشه گیران در سخاوت بی نظیر عالمند