سحاب اصفهانی
درگذشته ۱۲۲۹ هجری قمری، اصفهان
زندگینامهٔ سحاب اصفهانی
میرزا سید محمد سحاب اصفهانی (درگذشته به سال ۱۲۲۹ هجری قمری) فرزند سید احمد هاتف اصفهانی و از شعرای عهد فتحعلیشاه و از مداحان اوست. سحاب در علم نجوم و طب، شعرشناسى و فنون ادبى داراى اطلاعات کافى بود. در اواسط زندگى به مکه معظمه سفر کرده و بعد از بازگشت به منصب داروغگى دفتر همایون رسید. کالبد او را به امر فتحعلى شاه به نجف اشرف برده و در آنجا دفن کردند. علاوه بر دیوان اشعار کتابهای «روضه البکاء» و «سحاب البکا» در مراثى حضرت سیدالشهداء و تذکرهٔ «رشحات سحاب» از او به جا مانده است. دیوان وی از روی نسخهٔ آماده شده به همت مرکز تحقیقات رایانهای حوزه علمیه اصفهان در گنجور در دسترس قرار گرفته است.
آثار سحاب اصفهانی
شعرهای سحاب اصفهانی
- شمارهٔ ۳۱۴ — ای در درون سینه ز مهرت دفینهای
- شمارهٔ ۳۱۵ — ز ناتوانی پیری اگر به جان آیی
- شمارهٔ ۳۱۲ — یک ره به چشمم آن پری ناید به صد افسونگری
- شمارهٔ ۳۱۳ — خطش مشک تری لعلش نباتی
- شمارهٔ ۳ - در وصف بهار و مدح — ز نکهت گل و فیض صبا ورشح سحاب
- شمارهٔ ۲ - جشن و آتش بازی — چه شد که چرخ جفا پیشه کرد میل وفا
- شمارهٔ ۱ - فرید زمان — فرید زمان آنکه آمد به دنیا
- شمارهٔ ۴ - انوار غیب — چه شد که روی عروس جهان منور شد
- شمارهٔ ۱۲ — صبح بنمود رخ از چاه افق چون بیژن
- شمارهٔ ۱۰ — مگر زناز بر افشانده دلستان کاکل
- شمارهٔ ۸ — حبذا ای کاخ کیوان رفعت گردون اساس
- شمارهٔ ۶ - به مناسبت مراسم همسری و آتش بازی سروده است — فرید عالم و زیب جهان و زینت کشور
- شمارهٔ ۱۱ — عیان شد چو خورشید زین سبز طارم
- شمارهٔ ۹ — چو شد مشاطه ی خورشید سوی برج حمل
- شمارهٔ ۷ - معما در وصف شمشیر و مدح — چیست آن لعبت که قدش خم بود پیکر نزار
- شمارهٔ ۵ - زهره ی زهرا — این چه بزم است که آرایش دنیا آمد
- شمارهٔ ۱۶ — صبحگاهان حله ی سیمین به تن بست آسمان
- شمارهٔ ۱۷ — یاران حذر از بلای نوبه
- شمارهٔ ۱۳ — خیمه زد باز ابر نیسان در چمن
- شمارهٔ ۱۴ — هست روز واپسینم حسرت این
- شمارهٔ ۱۵ — دگر باره شد ابر در بوستان
- شمارهٔ ۲ — چو شد دلگشا آن دل افروز باغ
- شمارهٔ ۱ — سپهر علم و جهان فضیلت آنکه بود
- شمارهٔ ۳ — شود چو شاد زقتلم دل من و تو مترس