سحاب اصفهانی
درگذشته ۱۲۲۹ هجری قمری، اصفهان
زندگینامهٔ سحاب اصفهانی
میرزا سید محمد سحاب اصفهانی (درگذشته به سال ۱۲۲۹ هجری قمری) فرزند سید احمد هاتف اصفهانی و از شعرای عهد فتحعلیشاه و از مداحان اوست. سحاب در علم نجوم و طب، شعرشناسى و فنون ادبى داراى اطلاعات کافى بود. در اواسط زندگى به مکه معظمه سفر کرده و بعد از بازگشت به منصب داروغگى دفتر همایون رسید. کالبد او را به امر فتحعلى شاه به نجف اشرف برده و در آنجا دفن کردند. علاوه بر دیوان اشعار کتابهای «روضه البکاء» و «سحاب البکا» در مراثى حضرت سیدالشهداء و تذکرهٔ «رشحات سحاب» از او به جا مانده است. دیوان وی از روی نسخهٔ آماده شده به همت مرکز تحقیقات رایانهای حوزه علمیه اصفهان در گنجور در دسترس قرار گرفته است.
آثار سحاب اصفهانی
شعرهای سحاب اصفهانی
- شمارهٔ ۳۳ - مدیحه — از جرعه جام گوهری لؤلؤ لا لا ریخته
- شمارهٔ ۳۱ - تبریک عید و مدح — جابر ایوان حمل زینب ده خاور گرفته
- شمارهٔ ۲۹ — شاها بقای عهد شباب از شراب خواه
- شمارهٔ ۳۰ — سلطان چرخ از ماه نو بر فرق افسر یافته
- شمارهٔ ۳۲ - معما در وصف خورشید و مدح — چیست آن لعبت که دهر از منظرش زیور گرفته؟
- شمارهٔ ۳۴ - تبریک عید و مدح — عید است و بر کاخ حمل زد تکیه شاه خاوری
- شمارهٔ ۲۸ — خان فلک اجلال حسین آنکه بنا کرد
- شمارهٔ ۳۵ — فرید روی زمین زین عابدین که رخت
- شمارهٔ ۳۶ — فلان گنده بینی را نظر کن
- شمارهٔ ۳۸ - مرثیه درباره ی فوت صباحی بید گلی — هزار افسوس از حاجی سلیمان صباحی آن
- شمارهٔ ۳۷ — جهان علم و بحر فضل و کوه حلم ای کآمد
- شمارهٔ ۴ — یک عمر از او به حسرت یاریها
- شمارهٔ ۲ — هر لحظه دل از یکی است خشنود مرا
- شمارهٔ ۵ — شبها که زهجران توام در تب و تاب
- شمارهٔ ۱ — ای آن که اساس جور بر پاست تو را
- شمارهٔ ۳ — هر قدر به بزم دوش بنواخت مرا
- شمارهٔ ۱۲ — ای آنکه به جان ز فرقتش سوزی هست
- شمارهٔ ۱۱ — از عشق کسی کار تو از کار شده است
- شمارهٔ ۹ — با همچو خودی نرد محبت چون باخت
- شمارهٔ ۶ — گریم هر روز و دل خموش است امشب
- شمارهٔ ۱۳ — گویند آن را که چون گل آراسته است
- شمارهٔ ۱۰ — تا دل نشد از نخست پا بست غمت
- شمارهٔ ۸ — از طبعی ناکام که ناکام تر است
- شمارهٔ ۷ — برداشت عروس باغ از چهره نقاب