اقبال لاهوری
زاده ۱۲۹۰ – درگذشته ۱۳۵۷ هجری قمری، سیالکوت
زندگینامهٔ اقبال لاهوری
علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تشویق اقبال به بازگشت اسلام به صحنهٔ سیاست و ضدیت با تمدن غرب و رد دستاوردهای فرهنگی و علمی غرب از مسائلی است که مورد توجه و استقبال و گاه مورد انتقاد گروههایی از اندیشمندان است. وی به سال ١٩٣٨ میلادی بدرود حیات گفت.
آثار اقبال لاهوری
شعرهای اقبال لاهوری
- بخش ۲۱۵ - مسلمانی غم دل در خریدن — مسلمانی غم دل در خریدن
- بخش ۲۱۷ - نگهدارنچه درب و گل تست — نگهدارنچه درب و گل تست
- بخش ۲۱۸ - شب این کوه و دشت سینه تابی — شب این کوه و دشت سینه تابی
- بخش ۲۱۳ - مسلمان بنده مولا صفات است — مسلمان بنده مولا صفات است
- بخش ۲۱۶ - کسی کو فاش دید اسرار جانرا — کسی کو فاش دید اسرار جانرا
- بخش ۲۲۰ - سحرگاهان که روشن شد در و دشت — سحرگاهان که روشن شد در و دشت
- بخش ۲۱۹ - نکو میخوان خط سیمای خود را — نکو میخوان خط سیمای خود را
- بخش ۲۱۴ - بده با خاک اون سوز و تابی — بده با خاک اون سوز و تابی
- بخش ۲۲۱ - عرب را حق دلیل کاروان کرد — عرب را حق دلیل کاروان کرد
- بخش ۲۲۳ - دگرئین تسلیم و رضا گیر — دگرئین تسلیم و رضا گیر
- بخش ۲۲۴ - چمنها زان جنون ویرانه گردد — چمنها زان جنون ویرانه گردد
- بخش ۲۲۶ - پریشانم چو گرد ره گذاری — پریشانم چو گرد ره گذاری
- بخش ۲۲۵ - نخستین لاله صبح بهارم — نخستین لاله صبح بهارم
- بخش ۲۲۸ - به بحر خویش چون موجی تپیدم — به بحر خویش چون موجی تپیدم
- بخش ۲۲۲ - درن شبها خروش صبح فرداست — درن شبها خروش صبح فرداست
- بخش ۲۲۷ - خوشآن قومی پریشان روزگاری — خوشن قومی پریشان روزگاری
- بخش ۲۳۳ - عرب خود را به نور مصطفی سوخت — عرب خود را به نور مصطفی سوخت
- بخش ۲۳۴ - خلافت بر مقام ما گواهی است — خلافت بر مقام ما گواهی است
- بخش ۲۳۵ - در افتد با ملوکیت کلیمی — در افتد با ملوکیت کلیمی
- بخش ۲۳۶ - هنوز اندر جهان دم غلام است — هنوز اندر جهاندم غلام است
- بخش ۲۳۱ - مبارکباد کنن پاک جان را — مبارکباد کنن پاک جان را
- بخش ۲۳۰ - چو بر گیرد زمام کاروان را — چو بر گیرد زمام کاروان را
- بخش ۲۲۹ - نگاهش پر کند خالی سبوها — نگاهش پر کند خالی سبوها
- بخش ۲۳۲ - دل اندر سینه گوید دلبری هست — دل اندر سینه گوید دلبری هست