سنایی غزنوی
زندگینامهٔ سنایی
ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمیآید، او به تمام دانشهای زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶۲ سالگی درگذشت. از آثار وی میتوان به دیوانهای قصیده، غزل، ترکیب و ترجیع، قطعه و رباعی اشاره کرد. به علاوه، مثنویهای وی معروف و بدین قرارند: مثنویهای حدیقةالحقیقه، طریق التحقیق، کارنامهٔ بلخ، سیر العباد الی المعاد، عشقنامه و عقلنامه. سه مکتوب و یک رسالهٔ نثر نیز به وی نسبت دادهاند.
آثار سنایی
شعرهای سنایی
- شمارهٔ ۱۰۳ — هیچ نیکو نبود هرگز بد
- شمارهٔ ۱۰۵ — اگر چون زر نخواهی روی عاشق
- شمارهٔ ۱۰۶ — ای سنایی به گرد حران گرد
- شمارهٔ ۱۰۲ — ای به نزد عاشقان از شاهدی
- شمارهٔ ۱۰۰ — مردمان یک چند از تقوا و دین راندند کار
- شمارهٔ ۱۰۴ - در صف خانگاه محمد منصور واقع در سرخس که وی در آن داروخانه و کتابخانه برای فقرا و درویشان بنیاد نهاد — لب روح الله ست یا دم صور
- شمارهٔ ۱۰۷ — هر که زین پیش بود امیر سخن
- شمارهٔ ۱۰۱ — زن مخواه و ترک زن کن کاندرین ایام بار
- شمارهٔ ۱۱۲ - در رثای یکی از بزرگان — گوهر روح بود خواجه وزیر
- شمارهٔ ۱۱۳ — گر مقصر شدم به خدمت تو
- شمارهٔ ۱۰۸ — اگر ریش خواجه ببرند پاک
- شمارهٔ ۱۱۵ — ثنا گفتیم ما مر خواجهای را
- شمارهٔ ۱۱۱ — ای مرد سفر در طلب زاد سفر باش
- شمارهٔ ۱۱۴ — ز تو ای چرخ نیلی رنگ دارم
- شمارهٔ ۱۰۹ — ای خداوند قایم قدوس
- شمارهٔ ۱۱۰ — چو خواهم کرد زرق و هزل و ریواس
- شمارهٔ ۱۲۳ — زشت همی گویی هر ساعتم
- شمارهٔ ۱۲۲ — آن حور روح فش را بر عقل جلوه کردم
- شمارهٔ ۱۱۸ — گفت بر دوخته مرا شعری
- شمارهٔ ۱۱۶ — ای آنکه ترا در تو تویی نیست تصرف
- شمارهٔ ۱۱۷ — بجهم از بد ایام چنانک
- شمارهٔ ۱۲۰ — تو مرا از نسب و جان و خرد خویش منی
- شمارهٔ ۱۱۹ — طلوع مهر سعادت به ساحت اقبال
- شمارهٔ ۱۲۱ — هر چند در میان دو گویم زمین و چرخ