ابوسعید ابوالخیر
زاده ۳۵۷ – درگذشته ۴۴۰ هجری قمری، میهنه
زندگینامهٔ ابوسعید ابوالخیر
ابوسعید فضلالله بن ابوالخیر احمد بن محمد بن ابراهیم (۳۵۷-۴۴۰ق) معروف به شیخ ابوسعید ابوالخیر عارف و شاعر نامدار ایرانی قرن چهارم و پنجم است. ابوسعید در اول محرم ۳۵۷ قمری در روستای میهنه از توابع ابیورد دیده به جهان گشود و در شب جمعه چهارم شعبان ۴۴۰ در زادگاهش دیده از جهان فرو بست او سالها در مرو و سرخس فقه و حدیث آموخت تا در یک حادثهٔ مهم در زندگی اش درس را رها کرده و به جمع صوفیان پیوست و به وادی عرفان روی آورد. شیخ ابوسعید پس از طی طریقت تصوف در نزد شیخ ابوالفضل سرخسی و ابوالعباس آملی به دیار اصلی خود (میهنه) بازگشت و هفت سال به ریاضت پرداخت و در سن ۴۰ سالگی به نیشابور رفت. در این سفرها بزرگان علمی و شرعی نیشابور با او به مخالفت برخاستند، اما چندی نگذشت که مخالفت به موافقت بدل شد و مخالفان وی تسلیم شدند. بسیاری از رباعیات و اشعار منتسب به ابوسعید در واقع از آن شاعران دیگر است. فرزندان ابوسعید در کتابهای «حالات و سخنان ابوسعید» و «اسرار التوحید» گفتهاند که جدشان جز سه بیت، شعری نگفته و آنچه در مجالس میخوانده، گفتار پیرانش بوده است.
آثار ابوسعید ابوالخیر
شعرهای ابوسعید ابوالخیر
- رباعی شمارهٔ ۲۰۰ — من زنده و کس بر آستانت گذرد؟
- رباعی شمارهٔ ۱۹۳ — ما را نبود دلی که خرم گردد
- رباعی شمارهٔ ۱۹۴ — دل از نظر تو جاودانی گردد
- رباعی شمارهٔ ۱۹۶ — دردا که درین زمانهٔ پر غم و درد
- رباعی شمارهٔ ۱۹۵ — ای صافی دعوی ترا معنی دُرْد
- رباعی شمارهٔ ۱۹۸ — دل صافی کن که حق به دل مینگرد
- رباعی شمارهٔ ۱۹۹ — گویند که محتسب گمانی ببرد
- رباعی شمارهٔ ۱۹۷ — فردا که به محشر اندر آید زن و مرد
- رباعی شمارهٔ ۲۰۲ — از دفتر عشق هرکه فردی دارد
- رباعی شمارهٔ ۲۰۵ — گل از تو چراغ حسن در گلشن بُرد
- رباعی شمارهٔ ۲۰۳ — طالع سر عافیت فروشی دارد
- رباعی شمارهٔ ۲۰۴ — دل وقت سماع بوی دلدار بَرَد
- رباعی شمارهٔ ۲۰۶ — شادم به دمی کز آرزویت گذرد
- رباعی شمارهٔ ۲۰۷ — گر پنهان کرد عیب و گر پیدا کرد
- رباعی شمارهٔ ۲۰۱ — از چهرهٔ عاشقانهام زر بارد
- رباعی شمارهٔ ۲۰۸ — گفتار دراز مختصر باید کرد
- رباعی شمارهٔ ۲۱۲ — از واقعهای ترا خبر خواهم کرد
- رباعی شمارهٔ ۲۱۴ — جمعیت خلق را رها خواهی کرد
- رباعی شمارهٔ ۲۰۹ — دردا که همه روی به ره باید کرد
- رباعی شمارهٔ ۲۱۰ — قدت قدم ز بار محنت خم کرد
- رباعی شمارهٔ ۲۱۵ — خرم دل آنکه از ستم آه نکرد
- رباعی شمارهٔ ۲۱۳ — آن دشمن دوست بود دیدی که چه کرد
- رباعی شمارهٔ ۲۱۶ — عاشق چو شوی تیغ به سر باید خورد
- رباعی شمارهٔ ۲۱۱ — من بی تو دمی قرار نتوانم کرد