مفردات — دیوان اشعار ادیب الممالک
ادیب الممالک فراهانی / دیوان اشعار
فهرست شعرها
- شمارهٔ ۳ — این رشته بی پیوند هر چند که یک تار است
- شمارهٔ ۲ — چند روزی پیش و پس شد ورنه از دور سپهر
- شمارهٔ ۱ — ز بیدردان علاج درد خود جستن بدان ماند
- شمارهٔ ۴ — یک قطره ز آب گرم و یک ذره وفا
- شمارهٔ ۵ — تو چون بهاری و گیتی چو باغ و ما چو درخت
- شمارهٔ ۷ — روحی فداک بی تو مرا کار مشکل است
- شمارهٔ ۸ — موی خوانم میان او اما
- شمارهٔ ۶ — رشت هم نیک است کاو از حمار گم شده
- شمارهٔ ۹ — بوستانش را آیفت ز بهن نرسد
- شمارهٔ ۱۰ — طراز خاتم شاهنشهی به لوح ابد
- شمارهٔ ۱۱ — همچو ملخی که شاخساری بخورد
- شمارهٔ ۱۲ — آن روز که مه شدی نمی دانستی
- شمارهٔ ۱۳ — نام محمودش که محمودست بشمر پس بگو
- شمارهٔ ۱۶ — ای کودک نوزاده که پیران جهان را
- شمارهٔ ۱۴ — قبلهگاها سال و ماهت تا ابد فرخنده باد
- شمارهٔ ۱۵ — حق تعالی مر ترا آورده از ایران پدید
- شمارهٔ ۱۷ — می رسانم به عز عرض حضور
- شمارهٔ ۱۹ — گریه مینا، نگر به چشم ترش بین
- شمارهٔ ۱۸ — به غیر از غمزه و حسن و لطافت خوبرویان را
- شمارهٔ ۲۵ — عزیز من به خدا جز تو یک عزیز ندارم
- شمارهٔ ۲۴ — خداوندگارا تو را در دو عالم
- شمارهٔ ۲۶ — در آن زمان که بود بیم جان شگفت مدار
- شمارهٔ ۲۰ — از کلام و خنده دشنام و گله، ضرب و کنایت
- شمارهٔ ۲۷ — به ابی انت و امی ز خدا می خواهم
- شمارهٔ ۲۱ — از دیر نخواهم رفت در کعبه که میدانم
- شمارهٔ ۲۳ — مطاعا، مشفقا تا چند غفلت داری از حالم
- شمارهٔ ۲۲ — رفیق من مه من یار من جعلت فلاک
- شمارهٔ ۲۸ — من موصوله ام و از لب لعلت جانا
- شمارهٔ ۳۰ — قربان سرت شوم بیا حالم بین
- شمارهٔ ۳۱ — هنر اکنون به دل خاک طلب باید کرد
- شمارهٔ ۲۹ — تصدقت شوم ای گلعذار سیمین تن
- شمارهٔ ۳۴ — پیش مرگت شوم ای لعبت چین
- شمارهٔ ۳۳ — همایون باد و فرخ باد و میمون
- شمارهٔ ۳۲ — دردت به جانم ای بت نامهربان من
- شمارهٔ ۳۵ — رئیس خیل هواجن امام جمعه حسن
- شمارهٔ ۴۱ — یک روز تو را به راه دیدم
- شمارهٔ ۴۰ — من در غم تو چو مرغ سرکنده
- شمارهٔ ۴۲ — هزار سال رهست از تو تا مسلمانی
- شمارهٔ ۴۳ — چشم مستت شوخی آغازد همی
- شمارهٔ ۳۷ — برادرا، به عروس نشاط،همسر شو
- شمارهٔ ۳۶ — شبروی گر هست ماه است آن هم اندر آسمان
- شمارهٔ ۳۹ — ببال ای تخت افریدون نیار ای تاج کیخسرو
- شمارهٔ ۳۸ — دل زنده می شود به نسیم خیال تو
- شمارهٔ ۴۴ — به هر که جور نکردی نمی توانستی