فروغی بسطامی
زندگینامهٔ فروغی بسطامی
میرزا عباس فروغی بسطامی غزلسرای بزرگ دوران قاجار در سال ۱۲۱۳ هجری قمری در کربلا زاده شد. بعد از فوت پدر به ایران آمد و نزد عموی خود دوستعلیخان به مازندران رفت. او ابتدا «مسکین» تخلص میکرد ولی پس از ورود به دستگاه شجاعالسلطنه، تخلص خود را به نام فروغالدوله از فرزندان او به «فروغی» تغییر داد. در غزلسرایی شیوهٔ سعدی را درپیش گرفت و الحق به خوبی از عهده برآمد. وی با قاآنی شیرازی معاشر و مصاحب بوده است. فروغی در ۲۵ محرم ۱۲۷۴ هجری قمری در تهران درگذشت.
آثار فروغی بسطامی
شعرهای فروغی بسطامی
- غزل شمارهٔ ۲۲۱ — عید آمد و مرغان رهِ گلزار گرفتند
- غزل شمارهٔ ۲۲۲ — کام من از آن کنج دهان هیچ ندادند
- غزل شمارهٔ ۲۲۳ — خاکم به ره آن بت چالاک نکردند
- غزل شمارهٔ ۲۱۷ — ای بندهٔ بالای تو زرین کمری چند
- غزل شمارهٔ ۲۱۹ — ای به دل ها زده مژگان تو پیکانی چند
- غزل شمارهٔ ۲۲۰ — دادن باده حرام است به نادانی چند
- غزل شمارهٔ ۲۱۸ — کاش میداد خدا هر نفسم جانی چند
- غزل شمارهٔ ۲۲۴ — ای خوش آنان که قدم در ره میخانه زدند
- غزل شمارهٔ ۲۳۰ — بهل ز صورت خوبت نقاب بردارند
- غزل شمارهٔ ۲۳۲ — آنان که در محبت او سنگ میخورند
- غزل شمارهٔ ۲۲۸ — چینیان گر به کف از جعد تو یک تار آرند
- غزل شمارهٔ ۲۲۹ — گر به چین بویی از آن سنبل مشکین آرند
- غزل شمارهٔ ۲۲۵ — بر زلف تو باید که ره شانه ببندند
- غزل شمارهٔ ۲۲۷ — مرا با چشم گریان آفریدند
- غزل شمارهٔ ۲۳۱ — چون بتان دستی به ناز زلف پر چین میبرند
- غزل شمارهٔ ۲۲۶ — مردان خدا پردهٔ پندار دَریدَند
- غزل شمارهٔ ۲۳۴ — صورتگران که صورت دلخواه میکشند
- غزل شمارهٔ ۲۳۸ — کاشکی ساقی ز لعلش می به جام من کند
- غزل شمارهٔ ۲۳۵ — مگر خدا ز رقیبان تو را جدا بکند
- غزل شمارهٔ ۲۳۹ — دل نداند که فدای سر جانان چه کند
- غزل شمارهٔ ۲۳۷ — گر نرخ بوسه را لب جانان به جان کند
- غزل شمارهٔ ۲۴۰ — چون دم تیغ تو قصد جان ستانی میکند
- غزل شمارهٔ ۲۳۶ — زان سبب جان آفرینش جان روشن لطف کرد
- غزل شمارهٔ ۲۳۳ — تشنگان ستمت زندگی از سر گیرند