فروغی بسطامی
زندگینامهٔ فروغی بسطامی
میرزا عباس فروغی بسطامی غزلسرای بزرگ دوران قاجار در سال ۱۲۱۳ هجری قمری در کربلا زاده شد. بعد از فوت پدر به ایران آمد و نزد عموی خود دوستعلیخان به مازندران رفت. او ابتدا «مسکین» تخلص میکرد ولی پس از ورود به دستگاه شجاعالسلطنه، تخلص خود را به نام فروغالدوله از فرزندان او به «فروغی» تغییر داد. در غزلسرایی شیوهٔ سعدی را درپیش گرفت و الحق به خوبی از عهده برآمد. وی با قاآنی شیرازی معاشر و مصاحب بوده است. فروغی در ۲۵ محرم ۱۲۷۴ هجری قمری در تهران درگذشت.
آثار فروغی بسطامی
شعرهای فروغی بسطامی
- غزل شمارهٔ ۲۴۲ — بتان به مملکت حسن پادشاهانند
- غزل شمارهٔ ۲۴۱ — زلف و خط دلکشش دام بنی آدمند
- غزل شمارهٔ ۲۴۷ — آتشزدگان ستم آب از تو نخواهند
- غزل شمارهٔ ۲۴۴ — ای خنده تو راهزن کاروان قند
- غزل شمارهٔ ۲۴۵ — هر جا حدیث حسن تو تقریر میکنند
- غزل شمارهٔ ۲۴۸ — گر ز غلامیش نشانت دهند
- غزل شمارهٔ ۲۴۳ — جمعی که مرهم جگر خستهٔ منند
- غزل شمارهٔ ۲۴۶ — هر که را که بخت، دیده میدهد، در رخ تو بیننده میکند
- غزل شمارهٔ ۲۵۳ — مانع رفتن به جز مهر و وفای من نبود
- غزل شمارهٔ ۲۵۰ — هر که را کار بدان چشم دل آزار بود
- غزل شمارهٔ ۲۵۴ — قدح باده اگر چشم بت ساده نبود
- غزل شمارهٔ ۲۵۲ — شب که در حلقهٔ ما زلف دلآرام نبود
- غزل شمارهٔ ۲۵۵ — لب پیمانه اگر بر لب جانانه نبود
- غزل شمارهٔ ۲۴۹ — عاشقی کز خون دل جام شرابش میدهند
- غزل شمارهٔ ۲۵۶ — آشوب شهر طلعت زیبای او بود
- غزل شمارهٔ ۲۵۱ — دل دیوانهٔ من قابل زنجیر نبود
- غزل شمارهٔ ۲۵۸ — به کویش دوش یا رب یا ربی بود
- غزل شمارهٔ ۲۵۹ — تا به رخ چین سر زلف تو لرزان نشود
- غزل شمارهٔ ۲۶۱ — پیش من کام رقیب از لعل خندان میدهد
- غزل شمارهٔ ۲۶۲ — جان سپاری به ره غمزهٔ جانان باید
- غزل شمارهٔ ۲۶۴ — همه جا تیر تو بر سینهٔ ما میآید
- غزل شمارهٔ ۲۶۰ — گر آن صنم ز پرده پدیدار میشود
- غزل شمارهٔ ۲۶۳ — هر جا که به طنازی، آن سرو روان آید
- غزل شمارهٔ ۲۵۷ — همه شب راه دلم بر خم گیسوی تو بود