فروغی بسطامی
زندگینامهٔ فروغی بسطامی
میرزا عباس فروغی بسطامی غزلسرای بزرگ دوران قاجار در سال ۱۲۱۳ هجری قمری در کربلا زاده شد. بعد از فوت پدر به ایران آمد و نزد عموی خود دوستعلیخان به مازندران رفت. او ابتدا «مسکین» تخلص میکرد ولی پس از ورود به دستگاه شجاعالسلطنه، تخلص خود را به نام فروغالدوله از فرزندان او به «فروغی» تغییر داد. در غزلسرایی شیوهٔ سعدی را درپیش گرفت و الحق به خوبی از عهده برآمد. وی با قاآنی شیرازی معاشر و مصاحب بوده است. فروغی در ۲۵ محرم ۱۲۷۴ هجری قمری در تهران درگذشت.
آثار فروغی بسطامی
شعرهای فروغی بسطامی
- شمارهٔ ۱۷ — بشنو ای تازه غزال این غزل تازهٔ شاه
- شمارهٔ ۱۳ — برخیز نگارا که ز فرمودهٔ خسرو
- شمارهٔ ۱۶ — ای خامهٔ مشک افشان چون نامه نگار آیی
- شمارهٔ ۱۴ — نشئهای داده به من دست از این مطلع شاه
- شمارهٔ ۱۵ — دوش در میکده با آن صنم قافیهدان
- شمارهٔ ۱۸ — پنج بیت از شه والاست در این تازه غزل
- رباعی شمارهٔ ۲ — دوشینه فتادم به رهش مست و خراب
- رباعی شمارهٔ ۱ — از کشت عمل بس است یک خوشه مرا
- رباعی شمارهٔ ۵ — این دل که به شهر عشق سرگشتهٔ تست
- رباعی شمارهٔ ۷ — تا دل به برم هوای دلبر دارد
- رباعی شمارهٔ ۱۰ — یک عمر شهان تربیت عیش کنند
- رباعی شمارهٔ ۸ — زلفین سیه که در بناگوش تواند
- رباعی شمارهٔ ۳ — تا قبلهٔ ابروی تو ای یار کج است
- رباعی شمارهٔ ۹ — از هر دو جهان مرا مقید کردند
- رباعی شمارهٔ ۶ — آمد مه شوال و مه روزه گذشت
- رباعی شمارهٔ ۴ — فرموده خدا بزرگی آیین من است
- رباعی شمارهٔ ۱۲ — تا دل به هوای وصل جانان دادم
- رباعی شمارهٔ ۱۳ — گاهی هوس بادهٔ رنگین دارم
- رباعی شمارهٔ ۱۵ — تا دست ارادت به تو دادهست دلم
- رباعی شمارهٔ ۱۷ — تو مردمکِ چشمِ منِ مهجوری
- رباعی شمارهٔ ۱۱ — آشفته سخن چو زلف جانان خوش تر
- رباعی شمارهٔ ۱۴ — بگذار که خویش را به زاری بکشم
- رباعی شمارهٔ ۱۶ — بگذار که تا می خورم و مست شوم