فروغی بسطامی
زندگینامهٔ فروغی بسطامی
میرزا عباس فروغی بسطامی غزلسرای بزرگ دوران قاجار در سال ۱۲۱۳ هجری قمری در کربلا زاده شد. بعد از فوت پدر به ایران آمد و نزد عموی خود دوستعلیخان به مازندران رفت. او ابتدا «مسکین» تخلص میکرد ولی پس از ورود به دستگاه شجاعالسلطنه، تخلص خود را به نام فروغالدوله از فرزندان او به «فروغی» تغییر داد. در غزلسرایی شیوهٔ سعدی را درپیش گرفت و الحق به خوبی از عهده برآمد. وی با قاآنی شیرازی معاشر و مصاحب بوده است. فروغی در ۲۵ محرم ۱۲۷۴ هجری قمری در تهران درگذشت.
آثار فروغی بسطامی
شعرهای فروغی بسطامی
- غزل شمارهٔ ۱۴۶ — فریاد که رفت خونم از یاد
- غزل شمارهٔ ۱۵۲ — دل به ابروی تو ای تازه جوان باید داد
- غزل شمارهٔ ۱۴۷ — تا دلم در خم آن زلف سیهنام افتاد
- غزل شمارهٔ ۱۵۰ — در پای تو تا زلف چلیپای تو افتاد
- غزل شمارهٔ ۱۵۱ — تا سوی من آن چشم سیه را نگه افتاد
- غزل شمارهٔ ۱۴۸ — بر دوش تو تا زلف زرهپوش تو افتاد
- غزل شمارهٔ ۱۴۵ — دل در اندیشهٔ آن زلف گرهگیر افتاد
- غزل شمارهٔ ۱۴۹ — در پای تو تا زلف چلیپای تو افتاد
- غزل شمارهٔ ۱۵۷ — مشاطه تا به روی تو زلف دوتا نهاد
- غزل شمارهٔ ۱۵۶ — همان که چشم تو را طرز دلربایی داد
- غزل شمارهٔ ۱۵۸ — ای کاش پی قتل من آن سیم تن افتد
- غزل شمارهٔ ۱۶۰ — فرخنده شکاری که ز پیکان تو افتد
- غزل شمارهٔ ۱۵۳ — لعل تو به سر چشمهٔ زمزم نتوان داد
- غزل شمارهٔ ۱۵۵ — مصوری که تو را چین زلف مشکین داد
- غزل شمارهٔ ۱۵۹ — هر سر که به سودای خط و خال تو افتد
- غزل شمارهٔ ۱۵۴ — روزی که خدا کام دل تنگ دلان داد
- غزل شمارهٔ ۱۶۴ — ترک مست تو به دست از مژه خنجر دارد
- غزل شمارهٔ ۱۶۷ — خداخوان تا خدادان فرق دارد
- غزل شمارهٔ ۱۶۵ — جهان عشق ندانم چه زیر سر دارد
- غزل شمارهٔ ۱۶۲ — کسی به زیر فلک دست بر قضا دارد
- غزل شمارهٔ ۱۶۶ — کسی ز فتنهٔ آخر زمان خبر دارد
- غزل شمارهٔ ۱۶۳ — آخر این نالهٔ سوزنده اثرها دارد
- غزل شمارهٔ ۱۶۱ — نظر ز روی تو صاحب نظر نمیبندد
- غزل شمارهٔ ۱۶۸ — آن که یک ذره غمت در دل پر غم دارد