فروغی بسطامی
زندگینامهٔ فروغی بسطامی
میرزا عباس فروغی بسطامی غزلسرای بزرگ دوران قاجار در سال ۱۲۱۳ هجری قمری در کربلا زاده شد. بعد از فوت پدر به ایران آمد و نزد عموی خود دوستعلیخان به مازندران رفت. او ابتدا «مسکین» تخلص میکرد ولی پس از ورود به دستگاه شجاعالسلطنه، تخلص خود را به نام فروغالدوله از فرزندان او به «فروغی» تغییر داد. در غزلسرایی شیوهٔ سعدی را درپیش گرفت و الحق به خوبی از عهده برآمد. وی با قاآنی شیرازی معاشر و مصاحب بوده است. فروغی در ۲۵ محرم ۱۲۷۴ هجری قمری در تهران درگذشت.
آثار فروغی بسطامی
شعرهای فروغی بسطامی
- غزل شمارهٔ ۲۷۰ — بگشا به تبسم لب شیرین شکربار
- غزل شمارهٔ ۲۷۱ — ای ز رخت صبح و شام کاسته شمس و قمر
- غزل شمارهٔ ۲۷۲ — منت خدای را که خداوند بینیاز
- غزل شمارهٔ ۲۶۹ — گر در آید شب عید از درم آن صبح امید
- غزل شمارهٔ ۲۶۶ — گر به کاری نزنم دست به جز عشق تو شاید
- غزل شمارهٔ ۲۶۷ — به امیدی که وفا خواهم دید
- غزل شمارهٔ ۲۶۵ — دل به حسرت ز سر کوی کسی میآید
- غزل شمارهٔ ۲۶۸ — هر کس که دید روی تو آهی ز جان کشید
- غزل شمارهٔ ۲۷۳ — بستهٔ زلف تو شوریدهسرانند هنوز
- غزل شمارهٔ ۲۷۵ — در میکده خدمت کن بی معرکه سلطان باش
- غزل شمارهٔ ۲۷۷ — آزادی اگر خواهی از عقل گریزان باش
- غزل شمارهٔ ۲۷۸ — دلا مقید آن گیسوان پرچین باش
- غزل شمارهٔ ۲۷۴ — در سر کوی وفا با کوه کن هم گام باش
- غزل شمارهٔ ۲۷۶ — دلا موافق آن زلف عنبرافشان باش
- غزل شمارهٔ ۲۷۹ — ای خواجه برو بندهٔ آن زهره جبین باش
- غزل شمارهٔ ۲۸۰ — من نمیگویم که عاقل باش یا دیوانه باش
- غزل شمارهٔ ۲۸۸ — نه دست آن که بر آرم دل از چه ذقنش
- غزل شمارهٔ ۲۸۶ — دل به دنبال وفا رفت و من از دنبالش
- غزل شمارهٔ ۲۸۴ — لب تشنهای که شد لب جانان میسرش
- غزل شمارهٔ ۲۸۷ — گر هلاک من است عنوانش
- غزل شمارهٔ ۲۸۳ — چو باد بر شکند چین زلف غالیه بارش
- غزل شمارهٔ ۲۸۱ — چون صبا شانه زند طرهٔ عنبربارش
- غزل شمارهٔ ۲۸۲ — تو و چشم سیه مستی که نتوان دید هشیارش
- غزل شمارهٔ ۲۸۵ — تویی آن آیت رحمت که نتوان کرد تفسیرش