فروغی بسطامی
زندگینامهٔ فروغی بسطامی
میرزا عباس فروغی بسطامی غزلسرای بزرگ دوران قاجار در سال ۱۲۱۳ هجری قمری در کربلا زاده شد. بعد از فوت پدر به ایران آمد و نزد عموی خود دوستعلیخان به مازندران رفت. او ابتدا «مسکین» تخلص میکرد ولی پس از ورود به دستگاه شجاعالسلطنه، تخلص خود را به نام فروغالدوله از فرزندان او به «فروغی» تغییر داد. در غزلسرایی شیوهٔ سعدی را درپیش گرفت و الحق به خوبی از عهده برآمد. وی با قاآنی شیرازی معاشر و مصاحب بوده است. فروغی در ۲۵ محرم ۱۲۷۴ هجری قمری در تهران درگذشت.
آثار فروغی بسطامی
شعرهای فروغی بسطامی
- غزل شمارهٔ ۱۷۶ — غلام آن نظربازم که خاطر با یکی دارد
- غزل شمارهٔ ۱۶۹ — گهی به دیر و گهی جلوه در حرم دارد
- غزل شمارهٔ ۱۷۱ — کسی که در دل شب چشم خون فشان دارد
- غزل شمارهٔ ۱۷۳ — هر کس که به دل حسرت پیکان تو دارد
- غزل شمارهٔ ۱۷۰ — هر خم زلف تو یک جمع پریشان دارد
- غزل شمارهٔ ۱۷۲ — چراغی کاین همه پروانه دارد
- غزل شمارهٔ ۱۷۴ — گر نه آن زلف سیه قصد شبیخون دارد
- غزل شمارهٔ ۱۷۵ — این چه تابی است که آن حلقهٔ گیسو دارد
- غزل شمارهٔ ۱۸۰ — دوش زلف سیهت بندهنوازیها کرد
- غزل شمارهٔ ۱۷۸ — کسی پا به کوی وفا میگذارد
- غزل شمارهٔ ۱۸۱ — شبی که دل به برم یاد زلف دلبر کرد
- غزل شمارهٔ ۱۷۹ — دل نام سر زلف ترا مشک ختا کرد
- غزل شمارهٔ ۱۸۲ — نرگس که فلک چشم و چراغ چمنش کرد
- غزل شمارهٔ ۱۸۳ — چشم مستش نه همین غارت دین و دل کرد
- غزل شمارهٔ ۱۷۷ — مهره توان برد، مار اگر بگذارد
- غزل شمارهٔ ۱۸۴ — از بناگوش تو هر شب گله سر خواهم کرد
- غزل شمارهٔ ۱۹۰ — نرخ یک بوسه گر آن لعل به صدجان میکرد
- غزل شمارهٔ ۱۸۶ — نه حسرت وصالش از دل به در توان کرد
- غزل شمارهٔ ۱۸۹ — ای خوشا رندی که رو در ساحت میخانه کرد
- غزل شمارهٔ ۱۹۱ — ساقی بده رطل گران، زان می که دهقان پرورد
- غزل شمارهٔ ۱۸۷ — زلف پر چین تو مشاطه شبی شانه نکرد
- غزل شمارهٔ ۱۸۵ — بیدادگر نگارا تا کی جفا توان کرد
- غزل شمارهٔ ۱۸۸ — هر گه که ناوکی ز کمانت کمانه کرد
- غزل شمارهٔ ۱۹۲ — تا مه روی تو از چاک گریبان سر زد