عطار نیشابوری
زندگینامهٔ عطار
فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار میرود و بنا به نظر عارفان در زمینه عرفانی از مرتبهای بالا برخوردار بودهاست.
آثار عطار
شعرهای عطار
- بخش ۲۲ - ادامه — جملهٔ مردان ز خود فانی شدند
- بخش ۲۹ - مطلب در بینشانی — بینشان شو یک دم از یاد و نشان
- بخش ۲۷ - الحکایت المفاتیح القلوب — یک صحابه بود در عهد رسول
- بخش ۲۸ - حکایت ملاقات کردن حضرت عیسی با یحیی علیه السلام — در خبر دیدم که یحیی دائماً
- بخش ۲۵ - مقاله ارشاد کردن شیخ مریدان را — بعد لقمان شیخ محمد شد پدید
- بخش ۲۳ - مطلب در اسرار توحید و رموز عشق — ای برادر غیر حق خود نیست کس
- بخش ۲۴ - المکاتب و الرموز در رفتن سلطان محمود به سومنات و فتح کردن او — پادشاهی پاکباز و سر فراز
- بخش ۲۶ - الحکایت و الرموز و شرح حال آن جوان که عزم کعبه کرد — بود برنائی بغایت ماهرو
- بخش ۳۶ - در ترغیب سالک در سلوک — جهد کن ای دوست تا واصل شوی
- بخش ۳۱ - رجوع به مطلب — هیبت حق جمله را یکسان کند
- بخش ۳۴ - در بیان منزل جمال وجلال حضرت احدیت عز اسمه — بعد از آن بینی جمالی با جلال
- بخش ۳۰ - غزل در بیان مقام انس با حق تعالی — انس چون بادوست باشد باد و آتش هم توئی
- بخش ۳۳ - حکایت درویش مسافر — بود درویشی مسافر ای غلام
- بخش ۳۷ - در مناجات شیخ بهلول و ختم کتاب — پادشاها ره نما این بنده را
- بخش ۳۵ - الحکایت الرموز و تتمهای از حالات شیخ لقمان و آمدن شیخی از بخارا بدیدن او — شیخ لقمان بود در عین وصال
- بخش ۳۲ - حکایت قطب الاولیاء سلطان بایزید قدس سره — سائلی بنشست پیش بایزید
- بخش ۴۰ - و له ایضاً — ای هشت بهشت یک نثار در تو
- بخش ۴۱ - وله ایضاً — هر دل که ز لطف تو نشان یابد باز
- بخش ۴۴ - وله ایضاً — ای آنکه چنانکه مصلحت میدانی
- بخش ۴۲ - وله ایضاً — ای خلق دو کون ذکر گویندهٔ تو
- بخش ۴۳ - وله ایضاً — ای آنکه ز کفر دین تو بیرون آری
- بخش ۳۹ - و له ایضاً — در وصف تو عقل طبع دیوانه گرفت
- بخش ۴۵ - وله ایضاً — کاری که ورای کفر و دین میدانم
- بخش ۳۸ - فی الرباعیات در فنای عاشق — ای پاکی تو منزه از هر پاکی