فروغی بسطامی
زندگینامهٔ فروغی بسطامی
میرزا عباس فروغی بسطامی غزلسرای بزرگ دوران قاجار در سال ۱۲۱۳ هجری قمری در کربلا زاده شد. بعد از فوت پدر به ایران آمد و نزد عموی خود دوستعلیخان به مازندران رفت. او ابتدا «مسکین» تخلص میکرد ولی پس از ورود به دستگاه شجاعالسلطنه، تخلص خود را به نام فروغالدوله از فرزندان او به «فروغی» تغییر داد. در غزلسرایی شیوهٔ سعدی را درپیش گرفت و الحق به خوبی از عهده برآمد. وی با قاآنی شیرازی معاشر و مصاحب بوده است. فروغی در ۲۵ محرم ۱۲۷۴ هجری قمری در تهران درگذشت.
آثار فروغی بسطامی
شعرهای فروغی بسطامی
- غزل شمارهٔ ۱۰۱ — گرنه خورشید فلک خاک نشین ره تست
- غزل شمارهٔ ۹۹ — زین حلاوتها که در کنج لب شیرین تست
- غزل شمارهٔ ۱۰۰ — ترک کمان کشیده دو چشم سیاه تست
- غزل شمارهٔ ۱۰۲ — هر سر موی تو را پیوندی از گیسوی تست
- غزل شمارهٔ ۱۰۳ — کیفیتی که دیدم از آن چشم نیم مست
- غزل شمارهٔ ۱۰۴ — چشم تماشای خلق در رخ زیبای اوست
- غزل شمارهٔ ۹۷ — در سینه دلت مایل هر شعلهٔ آهی است
- غزل شمارهٔ ۹۸ — طوطی وظیفهخوار لب نوشخند توست
- غزل شمارهٔ ۱۱۱ — تا بر اطراف رخت جعد چلیپایی هست
- غزل شمارهٔ ۱۰۶ — ای خوشا وقتی که بگشایم نظر در روی دوست
- غزل شمارهٔ ۱۰۷ — درد جانان عین درمان است گویی نیست هست
- غزل شمارهٔ ۱۱۰ — خوش است اگر ز تو ما را دل غمینی هست
- غزل شمارهٔ ۱۰۵ — قطع نظر ز دشمن ما کرد چشم دوست
- غزل شمارهٔ ۱۰۸ — کفر زلفش رهزن دین است گویی نیست هست
- غزل شمارهٔ ۱۱۲ — هیچ سر نیست که با زلف تو در سودا نیست
- غزل شمارهٔ ۱۰۹ — ما و هوس شاهد و می تا نفسی هست
- غزل شمارهٔ ۱۱۴ — از تو ای ترک ختن لعبت چین خوشتر نیست
- غزل شمارهٔ ۱۱۵ — تو و آن حسن دل آویز که تغییرش نیست
- غزل شمارهٔ ۱۱۸ — پیکی مرا به سوی تو غیر از نسیم نیست
- غزل شمارهٔ ۱۱۶ — مزرع امید را یک دانه به زان خال نیست
- غزل شمارهٔ ۱۱۷ — کس نیست کاو به لعل تو خونش سبیل نیست
- غزل شمارهٔ ۱۱۹ — بر سر راه تو افتاده سری نیست که نیست
- غزل شمارهٔ ۱۱۳ — خوشتر از دانهٔ اشکم گهری پیدا نیست
- غزل شمارهٔ ۱۲۰ — یار اگر جلوه کند دادن جان این همه نیست