فروغی بسطامی
زندگینامهٔ فروغی بسطامی
میرزا عباس فروغی بسطامی غزلسرای بزرگ دوران قاجار در سال ۱۲۱۳ هجری قمری در کربلا زاده شد. بعد از فوت پدر به ایران آمد و نزد عموی خود دوستعلیخان به مازندران رفت. او ابتدا «مسکین» تخلص میکرد ولی پس از ورود به دستگاه شجاعالسلطنه، تخلص خود را به نام فروغالدوله از فرزندان او به «فروغی» تغییر داد. در غزلسرایی شیوهٔ سعدی را درپیش گرفت و الحق به خوبی از عهده برآمد. وی با قاآنی شیرازی معاشر و مصاحب بوده است. فروغی در ۲۵ محرم ۱۲۷۴ هجری قمری در تهران درگذشت.
آثار فروغی بسطامی
شعرهای فروغی بسطامی
- غزل شمارهٔ ۷۶ — کف بر کف جانانه و لب بر لب جام است
- غزل شمارهٔ ۷۵ — مرگ بر بالین وجانان غافل است
- غزل شمارهٔ ۷۴ — تا دیدن آن ماه فروزنده محال است
- غزل شمارهٔ ۷۸ — شربتی در دو لعل جانان است
- غزل شمارهٔ ۸۰ — چنان ز وحشت عشقت دلم هراسان است
- غزل شمارهٔ ۷۷ — امشب ز روی مهر مهی در سرای ماست
- غزل شمارهٔ ۷۳ — تا حلقهٔ زنجیر دل آن زلف دراز است
- غزل شمارهٔ ۷۹ — پیام باد بهار از وصال جانان است
- غزل شمارهٔ ۸۸ — کسی که در سر او چشم مصلحت بین است
- غزل شمارهٔ ۸۲ — قاعدهٔ قد تو فتنه به پا کردن است
- غزل شمارهٔ ۸۴ — کار من تا به زلف یار من است
- غزل شمارهٔ ۸۱ — شیوهٔ خوش منظران چهره نشان دادن است
- غزل شمارهٔ ۸۵ — شب جدایی تو روز واپسین من است
- غزل شمارهٔ ۸۶ — تو و آن قامتی که موزون است
- غزل شمارهٔ ۸۷ — گر نه زلفش پی شبیخون است
- غزل شمارهٔ ۸۳ — همه جا جلوهٔ آن صاحب وجه حسن است
- غزل شمارهٔ ۹۰ — قصد همه وصل حور و خلد برین است
- غزل شمارهٔ ۹۳ — امشب ز رخش انجمنم خلد برین است
- غزل شمارهٔ ۹۲ — حور تویی، بوستان بهشت برین است
- غزل شمارهٔ ۹۵ — یا رب این عید همایون چه مبارک عید است
- غزل شمارهٔ ۸۹ — دلم فارغ ز قید کفر و دین است
- غزل شمارهٔ ۹۱ — نخست نغمهٔ عشاق فصل گل این است
- غزل شمارهٔ ۹۶ — هر دم ای گل از تو در گلشن فغان تازه است
- غزل شمارهٔ ۹۴ — مرا زمانه در آن آستانه جا دادهست