قاآنی
زندگینامهٔ قاآنی
میرزا حبیب الله شیرازی متخلص به قاآنی فرزند محمدعلی گلشن از شعرای نامدار عهد قاجار است. وی در سال ۱۲۲۳ هجری قمری در شیراز متولد شد، تحصیلات مقدماتی را در همان شیراز گذراند. او در اوان جوانی عازم مشهد شد تا در آنجا به ادامهٔ تحصیل بپردازد. در سفر به تهران شعری در مدح فتحعلی شاه سرود و از وی لقب مجتهد الشعرا گرفت. قاآنی در ادبیات عرب و فارسی مهارت کافی یافت و به حکمت نیز علاقهٔ سرشاری داشت. او با زبانهای فرانسه و انگلیسی نیز تا حد زیادی آشنایی داشت. همچنین در ریاضیات، کلام و منطق نیز استادی مسلم به شمار میرفت. دیوان اشعار وی بالغ بر بیست هزار بیت است. او کتابی به نام پریشان به سبک گلستان در نثر نگاشت. قاآنی در سال ۱۲۷۰ هجری قمری در تهران وفات یافت و درحرم حضرت عبدالعظیم مدفون شد.
آثار قاآنی
شعرهای قاآنی
- قصیدهٔ شمارهٔ ۳۴۰ - در تزکیهٔ نفس ناسوتی و توجه به عالم لاهوتی و اشاره به مدح خامس آل عبا سیدالشهدا علیه السلام — ای دل چو تو حالی صفت خویش ندانی
- قصیدهٔ شمارهٔ ۳۳۷ - و له من کلامه — ترک کشتیگیر من میل شنا دارد همی
- قصیدهٔ شمارهٔ ۳۳۸ - و له فی المدیحه — اگر هرکس نماید میش را در عید قربانی
- قصیدهٔ شمارهٔ ۳۴۲ - و لی فی المدیحه — ای مار سیاه جعد جانانی
- قصیدهٔ شمارهٔ ۳۳۹ - در مدح امیرالامراء العظام حسینخان نظامالدوله فرماید — ای ترک سیهچشم سراپا همه جانی
- قصیدهٔ شمارهٔ ۳۴۳ - و له فی المدیحه — به تار زلف دوتا چون نظرکنی دانی
- قصیدهٔ شمارهٔ ۳۴۱ - در ستایش امیر بی نظیر الله قلیخان ایلخانی قاجار فرماید — ای روی تو فهرست شادمانی
- قصیدهٔ شمارهٔ ۳۴۴ - در مدح خاتم انبیا محمد مصطفی و امام عصر عجل الله فرجه و ستایش محمدشاه غازی و جناب حاجی میرزا آقاسی گوید — بود این نکته در حکمت سرای غیب برهانی
- قصیدهٔ شمارهٔ ۳۴۹ - در مدح هژبر سالب و شهاب الله الثاقب اسدالله الغالب علی ابن ابیطالب علیه السلام گوید — شبیگفتم خرد راکای مهگردون دانایی
- قصیدهٔ شمارهٔ ۳۴۸ - در مدح شاهنشاه مبرور محمد شاه مغفور طابالله ثراه گوید — دلکی هست مرا شیفته و هرجایی
- قصیدهٔ شمارهٔ ۳۴۶ - در ستایش جناب جلالت مآب میرزا کاظم نظام الملک دام مجده گوید — چو دولت جمع گردد با جوانی
- قصیدهٔ شمارهٔ ۳۴۵ - در مدح شاهزادهٔ آزاده هلاکوخان بن شجاع السلطنهٔ مرحوم فرماید — تعالیالله که شد معمار انصاف جهانبانی
- قصیدهٔ شمارهٔ ۳۴۷ - در مدح اسدالله الغالب علیبن ابیطالب علیه السلام و ستایش محمد شاه مرحوم — سروش غیبمگوید بهگوش پنهانی
- غزل شمارهٔ ۱ — صدشکر گویم هر زمان هم چنگ را هم جام را
- غزل شمارهٔ ۳ — کنون که برگ و نوا نیست باغ و بستان را
- غزل شمارهٔ ۲ — زین پس به کار ناید رطل و سبو مرا
- غزل شمارهٔ ۱۱ — قوت من باده قوتم یارست
- غزل شمارهٔ ۵ — حیران کند جمال تو ماه دو هفته را
- غزل شمارهٔ ۴ — ضحاک وار کشته بسی بی گناه را
- غزل شمارهٔ ۶ — چه شیرین گفت خسرو این عبارت
- غزل شمارهٔ ۷ — ز ما صد جان وز آن لب یک عبارت
- غزل شمارهٔ ۸ — دامن وصل تو گر افتد به دست
- غزل شمارهٔ ۹ — که بود آن ترک خون آشام سرمست
- غزل شمارهٔ ۱۰ — دل دیوانه که خود را به سر زلف تو بستست