کمالالدین اسماعیل
زندگینامهٔ کمالالدین اسماعیل
کمالالدین اسماعیل فرزند جمالالدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی، معروف به خلاق المعانی (۵۶۸-۶۳۵ ه.ق) به اعتقاد بعضی آخرین قصیدهسرای بزرگ ایران است که در جریان حمله مغول و به دست آنان کشته شد. پدرش (جمالالدین عبدالرزاق اصفهانی) نیز از شعرای بزرگ ایران است. دیوان کمالالدین اسماعیل به همت آقای سیاوش جعفری در گنجور در دسترس قرار گرفته است.
آثار کمالالدین اسماعیل
شعرهای کمالالدین اسماعیل
- شمارهٔ ۱۵۳ - وله ایضاً — ای صبا، ای صبا، بحکم کرم
- شمارهٔ ۱۵۲ - و قال ایضاً — صد غمّاز مجد عبّادان
- شمارهٔ ۱۵۶ - فاجابه — اثیرالدین را رسمست بر زبان قلم
- شمارهٔ ۱۵۷ - وله فی الصدر شرف الدین افتخار العراق علی ادام الله ظله — زهی شگرف نوالی که بر کرم فرضست
- شمارهٔ ۱۵۵ - و قال ایضا — زهی گرفته به تیغ زبان جهان سخن
- شمارهٔ ۱۵۱ - و قال ایضا و ارسل الیه — سلام علیک ای بزرگ جهان
- شمارهٔ ۱۵۴ - وقال ایضآ یمدحه — نسیم باد صبا بوی گلستان برسان
- شمارهٔ ۱۵۰ - و قال ایضآ یمدحه — ای قلمت با دویت ، طوطی و هندوستان
- شمارهٔ ۱۶۰ - ایضاً له — بزرگوارا! صدرا! تو از تن آسانی
- شمارهٔ ۱۶۴ - وله ایضاً فی التماس السّرج — زهی ستوده خصالی که رایض عزمت
- شمارهٔ ۱۶۵ - وله فی الامیر الحاجب همان الدّین الیاس — مجلس محترم همام الدّین
- شمارهٔ ۱۶۳ - و قال ایضاً — زهی رسیده بجایی که بر سپهر برین
- شمارهٔ ۱۶۲ - و قال ایضآ یمدح الصّدر السّعید رکن الدّین صاعد — برخیّ آن دو عارض و آن زلف نازنین
- شمارهٔ ۱۶۱ - وقال ایضایمدحه — گرفت پایۀ تخت خدایگان زمین
- شمارهٔ ۱۵۹ - وقال ایضاً یمدحه — ای به هنگام شداید کرمت عدّت من
- شمارهٔ ۱۵۸ - و له یمدحه ویهنّئه بالعود من السفر مع الخلعة — زهی بنور جمال تو چشم جان روشن
- شمارهٔ ۱۷۲ - وله ایضاً — ای خداوندی که گردون با همه فرمان دهی
- شمارهٔ ۱۶۸ - وله ایضاً فیه — ای ز بزرگی بدان مقام که قدرت
- شمارهٔ ۱۶۷ - فی التوحید — ای جلال تو بیانها را زبان انداخته
- شمارهٔ ۱۶۶ - ایضا له یمدح الملک السّعیدنصرة الدّین محمّدبن الحسین الخرمیل — زهی برفلک سوده پرّ کلاه
- شمارهٔ ۱۷۰ - وقال ایضاً فی الموعظة — ایا بگام هوس راه عمر پیموده
- شمارهٔ ۱۷۳ - وقال ایضاً بمدح الصاحب عمیدالدین الفارسی — بدیدمت نه سر آن معاملت داری
- شمارهٔ ۱۶۹ - و قال ایضآ یمدح الصّدر السّعید رکن الّدین صاعد — زهی ز سنبل تر کرده لاله را پرده
- شمارهٔ ۱۷۱ - وقال ایضاً فیه عند قدومه من السفر — برآمد بنیکوتر اختر شکوفه