کمالالدین اسماعیل
زندگینامهٔ کمالالدین اسماعیل
کمالالدین اسماعیل فرزند جمالالدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی، معروف به خلاق المعانی (۵۶۸-۶۳۵ ه.ق) به اعتقاد بعضی آخرین قصیدهسرای بزرگ ایران است که در جریان حمله مغول و به دست آنان کشته شد. پدرش (جمالالدین عبدالرزاق اصفهانی) نیز از شعرای بزرگ ایران است. دیوان کمالالدین اسماعیل به همت آقای سیاوش جعفری در گنجور در دسترس قرار گرفته است.
آثار کمالالدین اسماعیل
شعرهای کمالالدین اسماعیل
- شمارهٔ ۱۲۷ - کتب الیه بعض اصد قائه — جهان جان معانی خدیو عرصۀ فضل
- شمارهٔ ۱۲۶ - وله ایضاً — ز مزدقانی باور کنم اگر گوید
- شمارهٔ ۱۳۳ - در مرثیهٔ پسر خود گوید — نور دو دیدگان ز لقای تو داشتم
- شمارهٔ ۱۲۹ - و قال ایضا فی الجربات — کوه بلاشدست ز رنج جرب تنم
- شمارهٔ ۱۲۸ - و قال ایضاً یمدح الصّاحب المعظّم نظام الدّین محمّد طاب ثراه — بنا میزد! بنا میزد !زهی گیتی بتو خرّم
- شمارهٔ ۱۳۱ - و قال ایضآ یمدح الصّاحب المعّظم نظام الدّین محمّد طاب ثراه و یصف الدّوات — چیست آن دریا که دارد در دل کشتی مقام
- شمارهٔ ۱۳۲ - و قال ایضاً یمدح الصّدر السّعید رکن الدیّین صاعد — صدرا ! ز خاکپای تو بیزار نیستم
- شمارهٔ ۱۳۰ - و قال ایضآ یمدح الصّدر السّعید رکن الدّین صاعد — خفتۀ بیدار بودم دوش کز دارالسلام
- شمارهٔ ۱۴۱ - وله ایضاً — من که از دور چرخ ممتخم
- شمارهٔ ۱۳۹ - وله ایضا یمدحه — صدرا بساط حضرت تو رفعتی گرفت
- شمارهٔ ۱۳۸ - و قالایضاً یمدحه — گهرفشانان ،صدرا ، ز عشق الفاظت
- شمارهٔ ۱۴۰ - وله ایضا یمدحه — در ارزوی روی تو ای نو بهار چشم
- شمارهٔ ۱۳۵ - و قال ایضا ویرتی فیه والده — روزی وطاء کحلی شب در سر آورم
- شمارهٔ ۱۳۴ - فی الصّدر رشید الدّین — جهان بگشتم و آفاق سربسر دیدم
- شمارهٔ ۱۳۷ - وله ایضاً یمدحه و یذکر عقداً شرعیاً — ای ز خاک در تو تاج سرم
- شمارهٔ ۱۳۶ - و قال ایضاً یمدح سلطان الشّریعهٔ رکن الدّین — ای بزرگی که چو من راه مدیحت سپرم
- شمارهٔ ۱۴۳ - و قال ایضاً — ای صدرِ روزگار، تو دانی که مدّتیست
- شمارهٔ ۱۴۲ - و قال ایضاً — بعهدهای گذشته امین من آن بود
- شمارهٔ ۱۴۴ - و قال ایضاً — فلک قدرا من آن دیدم زجودت
- شمارهٔ ۱۴۹ - ایضاً له یمدح الصّاحب تاج الدّین شرف الملک علی بن کریم الشرق — جهان شداز نفحات نسیم،مشک افشان
- شمارهٔ ۱۴۵ - وقال ایضا یمدح الصدر السّعید رکن الدّین صاعد — زهی کشیده جلال تو بر فلک دامن
- شمارهٔ ۱۴۶ - وقال ایضاً یمدحه — این ابر نم گرفته ز دریای بی کران
- شمارهٔ ۱۴۷ - و قال ایضآ یمدح الصّدر السّعید صدر الّدین عمر الخجندی — زهی بحلقۀ زلف تو نرخ جان ارزان
- شمارهٔ ۱۴۸ - وقال ایضا یمدح السلطان جلال الدنیاوالدین منکرنی بن محمدبن خوارزمشاه — بسیط روی زمین بازگشت آبادان