سنایی غزنوی
زندگینامهٔ سنایی
ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمیآید، او به تمام دانشهای زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶۲ سالگی درگذشت. از آثار وی میتوان به دیوانهای قصیده، غزل، ترکیب و ترجیع، قطعه و رباعی اشاره کرد. به علاوه، مثنویهای وی معروف و بدین قرارند: مثنویهای حدیقةالحقیقه، طریق التحقیق، کارنامهٔ بلخ، سیر العباد الی المعاد، عشقنامه و عقلنامه. سه مکتوب و یک رسالهٔ نثر نیز به وی نسبت دادهاند.
آثار سنایی
شعرهای سنایی
- شمارهٔ ۱۱۷ — معشوق که او چابک و چالاک نباشد
- شمارهٔ ۱۱۸ — هر دل که قرین غم نباشد
- شمارهٔ ۱۱۶ — دگر گردی روا باشد دلم غمگین چرا باشد
- شمارهٔ ۱۱۹ — در مهر ماه زهدم و دینم خراب شد
- شمارهٔ ۱۲۰ — از دوست به هر جوری بیزار نباید شد
- شمارهٔ ۱۲۲ — ما را ز مه عشق تو سالی دگر آمد
- شمارهٔ ۱۲۳ — بر مه از عنبر معشوق من چنبر کند
- شمارهٔ ۱۲۱ — دل به تحفه هر که او در منزل جانان کشد
- شمارهٔ ۱۳۰ — عاشق و یارِ یار باید بود
- شمارهٔ ۱۲۸ — آفرین بادا بر آن کس کو ترا در بر بود
- شمارهٔ ۱۲۹ — چون دو زلفین تو کمند بود
- شمارهٔ ۱۳۱ — هزار سال به امید تو توانم بود
- شمارهٔ ۱۲۴ — گر شبی عشق تو بر تخت دلم شاهی کند
- شمارهٔ ۱۲۶ — مردمان دوستی چنین نکنند
- شمارهٔ ۱۲۷ — گر سال عمر من به سر آید روا بود
- شمارهٔ ۱۲۵ — وصال حالت اگر عاشقی حلال کند
- شمارهٔ ۱۳۷ — هر زمان از عشقت، ای دلبر! دل من خون شود
- شمارهٔ ۱۳۶ — هر کرا در دل خمار عشق و برنایی بود
- شمارهٔ ۱۳۲ — روی او ماهست اگر بر ماه مشک افشان بود
- شمارهٔ ۱۳۸ — ای یار بی تکلف ما را نبید باید
- شمارهٔ ۱۳۴ — نور تا کیست که آن پردهٔ روی تو بود
- شمارهٔ ۱۳۹ — ترا باری چو من گر یار باید
- شمارهٔ ۱۳۳ — از هر چه گمان برد دلم یار نه آن بود
- شمارهٔ ۱۳۵ — با او دلم به مهر و مودت یگانه بود