فروغی بسطامی
زندگینامهٔ فروغی بسطامی
میرزا عباس فروغی بسطامی غزلسرای بزرگ دوران قاجار در سال ۱۲۱۳ هجری قمری در کربلا زاده شد. بعد از فوت پدر به ایران آمد و نزد عموی خود دوستعلیخان به مازندران رفت. او ابتدا «مسکین» تخلص میکرد ولی پس از ورود به دستگاه شجاعالسلطنه، تخلص خود را به نام فروغالدوله از فرزندان او به «فروغی» تغییر داد. در غزلسرایی شیوهٔ سعدی را درپیش گرفت و الحق به خوبی از عهده برآمد. وی با قاآنی شیرازی معاشر و مصاحب بوده است. فروغی در ۲۵ محرم ۱۲۷۴ هجری قمری در تهران درگذشت.
آثار فروغی بسطامی
شعرهای فروغی بسطامی
- غزل شمارهٔ ۴۱۶ — وقت مرگ آمد ز رحمت بر سر بالین من
- غزل شمارهٔ ۴۰۹ — گاهی به نوشخند لبت را اشاره کن
- غزل شمارهٔ ۴۱۲ — دانی که چیست رشتهٔ عمر دراز من
- غزل شمارهٔ ۴۱۳ — با رقیب آمدی به محفل من
- غزل شمارهٔ ۴۱۰ — غافل گذشتی از دل امیدوار من
- غزل شمارهٔ ۴۱۴ — به خون تپیده ز بازوی قاتلی تن من
- غزل شمارهٔ ۴۱۵ — گفتم که چیست راهزن عقل و دین من
- غزل شمارهٔ ۴۱۱ — نرگس بیمار تو گشته پرستار من
- غزل شمارهٔ ۴۱۹ — ثواب من همه شد عین رو سیاهی من
- غزل شمارهٔ ۴۱۷ — تنگ شد از غم دل جای به من
- غزل شمارهٔ ۴۲۲ — زلف مسلسل ریخته، عنبرفشانی را ببین
- غزل شمارهٔ ۴۲۰ — خونم بتی ریخت کش داده بی چون
- غزل شمارهٔ ۴۱۸ — لبش را هر چه بوسیدم، فزونتر شد هوای من
- غزل شمارهٔ ۴۲۴ — حلقهٔ زلف سیاهش بر رخ انور ببین
- غزل شمارهٔ ۴۲۱ — خادم دیر مغانم، هنری بهتر از این
- غزل شمارهٔ ۴۲۳ — دلها فتاده در پی آن دل ربا ببین
- غزل شمارهٔ ۴۳۱ — هر کس که نهد پای بر آن خاک سر کو
- غزل شمارهٔ ۴۳۲ — به زیر تیغ نداریم مدعا جز تو
- غزل شمارهٔ ۴۲۸ — چین زلف مشکین را بر رخ نگارم بین
- غزل شمارهٔ ۴۲۵ — تابش صبح بناگوشش ببین
- غزل شمارهٔ ۴۳۰ — از بس که در خیال مکیدم لبان او
- غزل شمارهٔ ۴۲۷ — گر کانِ نمک خواهی لعل نمکینش بین
- غزل شمارهٔ ۴۲۶ — مژگان مردم افکن، چشمان کافرش بین
- غزل شمارهٔ ۴۲۹ — گر خون من ز شیشه بریزد به جام او