فروغی بسطامی
زندگینامهٔ فروغی بسطامی
میرزا عباس فروغی بسطامی غزلسرای بزرگ دوران قاجار در سال ۱۲۱۳ هجری قمری در کربلا زاده شد. بعد از فوت پدر به ایران آمد و نزد عموی خود دوستعلیخان به مازندران رفت. او ابتدا «مسکین» تخلص میکرد ولی پس از ورود به دستگاه شجاعالسلطنه، تخلص خود را به نام فروغالدوله از فرزندان او به «فروغی» تغییر داد. در غزلسرایی شیوهٔ سعدی را درپیش گرفت و الحق به خوبی از عهده برآمد. وی با قاآنی شیرازی معاشر و مصاحب بوده است. فروغی در ۲۵ محرم ۱۲۷۴ هجری قمری در تهران درگذشت.
آثار فروغی بسطامی
شعرهای فروغی بسطامی
- غزل شمارهٔ ۳۸۸ — از دادن جان خدمت جانانه رسیدیم
- غزل شمارهٔ ۳۸۹ — خواست تا زلف پریشان تو بیسامانیم
- غزل شمارهٔ ۳۹۱ — از بس عرق شرم نشستهست به رویم
- غزل شمارهٔ ۳۹۰ — توان شناخت ز خونی که ریخت بر رویم
- غزل شمارهٔ ۳۹۲ — مهر از تو ندیدم و وفا هم
- غزل شمارهٔ ۳۸۵ — آخر از کعبه مقیم در خمار شدیم
- غزل شمارهٔ ۳۸۶ — تا بدان طرهٔ طرار گرفتار شدیم
- غزل شمارهٔ ۳۸۷ — تا از دو چشم مستت بیمار و دردمندیم
- غزل شمارهٔ ۳۹۳ — ما ز چشم تو مست یک نگهیم
- غزل شمارهٔ ۳۹۷ — به که باشم بی قرار از زلف یار خویشتن
- غزل شمارهٔ ۴۰۰ — گدایی از در میخانه باید دم به دم کردن
- غزل شمارهٔ ۳۹۶ — گشت فراق و وصل تو مرگ و بقای عاشقان
- غزل شمارهٔ ۳۹۴ — محبان را نصیب است از حبیبان
- غزل شمارهٔ ۳۹۹ — شعار عشق بازان چیست، خوبان را دعا کردن
- غزل شمارهٔ ۳۹۸ — عرضه دادم در بر جانان وفای خویشتن
- غزل شمارهٔ ۳۹۵ — ای که ز آب زندگی لعل تو میدهد نشان
- غزل شمارهٔ ۴۰۵ — ز صحن این چمن آن سرو قامت را تمنا کن
- غزل شمارهٔ ۴۰۸ — شبها به بزم مدعی ای بی مروت جا مکن
- غزل شمارهٔ ۴۰۷ — ای پیک سحرگاهی پیغامی ازو سرکن
- غزل شمارهٔ ۴۰۶ — یا که دندان طمع را از لب جانان بکن
- غزل شمارهٔ ۴۰۲ — با آن غزال وحشی گر خواهی آرمیدن
- غزل شمارهٔ ۴۰۱ — نه از جمال تو قطع نظر توان کردن
- غزل شمارهٔ ۴۰۴ — بر صفحهٔ رخ از خط مشکین رقم مزن
- غزل شمارهٔ ۴۰۳ — گر عارف حق بینی چشم از همه بر هم زن