اوحدی مراغهای
زاده ۶۷۳ – درگذشته ۷۳۸ هجری قمری، مراغه
آثار اوحدی مراغهای
شعرهای اوحدی مراغهای
- بخش ۴۸ - تمامی سخن — ز چشم سوکوار اشکی چو باران
- بخش ۵۲ - شنیدن معشوق سخن عاشق — به دست قاصدی داد این حکایت
- بخش ۵۰ - غزل — چو با من رای پیوندی نداری
- بخش ۵۱ - مثنوی — به بوی وصل بودم شادمانه
- بخش ۵۳ - خلاصهٔ سخن — نباید دوستان را دل شکستن
- بخش ۵۵ - تمامی سخن — پری، با آنکه واقف میشد از دوست
- بخش ۵۴ - حکایت — به گل گفتند: بلبل بس حقیرست
- بخش ۴۹ - نامهٔ هفتم از زبان عاشق به معشوق — سبک خیز، ای نسیم نوبهاری
- بخش ۶۱ - حکایت — به خر گفتند: کیمخت از چه بستی؟
- بخش ۶۲ - تمامی سخن — چو دید آن عاشق دلسوز خسته
- بخش ۵۷ - غزل — همانا با منت یاری همین بود
- بخش ۵۸ - فرد — نشاید در تو پیوستن به یاری
- بخش ۵۹ - رسیدن نامهٔ عاشق به معشوق — چو پیش عاشق آمد نامهٔ دوست
- بخش ۶۰ - خلاصهٔ سخن — چه خوش باشد! سخن در پرده گفتن
- بخش ۵۶ - نامهٔ هشتم از زبان معشوق به عاشق — زهی! گرد جهان سر گشته از من
- بخش ۶۳ - نامهٔ نهم از زبان عاشق به معشوق — دگر بوی بهار آوردهای، باد
- بخش ۶۴ - غزل — ز جام عاشقی مستم دگر بار
- بخش ۶۷ - خلاصهٔ سخن — ز بهر آنکه ناچارست دیدن
- بخش ۶۶ - رسیدن نامهٔ عاشق به معشوق — چو گوش ماهرخ پر شد ز زاری
- بخش ۶۵ - فرد — برآرم دست تا رویت به غارت
- بخش ۶۸ - حکایت — بپرسیدند از محمود غازی:
- بخش ۷۱ - غزل — که روز غم بسر خواهد شد آخر
- بخش ۶۹ - تمامی سخن — دگر بار آن بت از خواری پشیمان
- بخش ۷۰ - نامهٔ دهم از زبان معشوق به عاشق — زهی! از جام مهرت مست گشته