ابوالفرج رونی
درگذشته ۵۲۵ هجری قمری، نیشابور
زندگینامهٔ ابوالفرج رونی
ابوالفرج ابن مسعود رونی (درگذشتهٔ ۵۲۵ هجری قمری)، در رونه از قراء نیشابور متولد شد. چون مدتی در لاهور زیست او را لاهوری نیز گفتهاند. آغاز شهرت او از هنگام ورودش به دربار سلطان ابراهیم بن مسعود غزنوی بود و در زمان پسرش سلطان مسعود غزنوی ادامه یافت. انوری از سبک او پیروی کرد. نامش بلفرج نیز ضبط شدهاست.
آثار ابوالفرج رونی
شعرهای ابوالفرج رونی
- شمارهٔ ۸۰ - ایضاً له — حضرتی شد بزرگ چون غزنین
- شمارهٔ ۷۸ - ایضاً له — به گردون نور اختر می فرستم
- شمارهٔ ۷۹ - در جواب نظم نجم دین نامی گفته — گلی سوی خلد برین میفرستم
- شمارهٔ ۷۶ - ایضاً له — میمون شد و فرخ و مبارک
- شمارهٔ ۷۴ - ایضاً له — زریر رای رزین ای به حق سپهسالار
- شمارهٔ ۷۷ - ایضاً له — میل کرد آفتاب سوی شمال
- شمارهٔ ۷۳ - ایضاً له — با اهل خرد جهان بکین است
- شمارهٔ ۷۵ - ایضاً له — زهی دست وزارت از تو با زور
- شمارهٔ ۸۱ - ایضاً له — خسروا گیتی به عدل آباد کن
- شمارهٔ ۸۳ - ایضاً له — سپاه دولت و دیدن اندر آمدست بزین
- شمارهٔ ۸۲ - در مدح سلطان مسعود بن ابراهیم و پسرش شیرزاد عضدالدولة — نو گشت به فر ملک این صفه زرین
- شمارهٔ ۸۵ - در مدح ثقة الملک طاهر بن علی — ثقة الملک خاص و خازن شاه
- شمارهٔ ۸۶ - در مدح علاء الدین اسعد — ای باد صبحدم که ز دم روح پروری
- شمارهٔ ۸۴ - ظاهرا در مدح سیف الدوله محمود بن ابراهیم سروده شد در هنگامی که بغزو هندوستان بسیجیده بود — شاد باش ای مطاع فتنه نشان
- شمارهٔ ۲ — ای بیان جود تو بر کاغذ روز سپید
- شمارهٔ ۱ — برآمد یکی آرزو ملک را
- شمارهٔ ۵ — گردون ز برای هر خردمند
- شمارهٔ ۸ — چنان به طبع کف راد اوست عاشق جود
- شمارهٔ ۳ — چو سررشته خویش گم کرده ام
- شمارهٔ ۱۰ — سوار صبحدم هر روز کز مشرق برون تازد
- شمارهٔ ۴ — به خدایی که ره معرفتش
- شمارهٔ ۹ — سرافرازا تو آن صدری که طبعت
- شمارهٔ ۶ — بدان خدای که بر روی رقعه عظمت
- شمارهٔ ۷ — بدان خدای که هر دم به شکر خدمت او