باب دوازدهم: در شكایت از نفس خود — مختارنامه عطار
فهرست شعرها
- شمارهٔ ۳ — ناکرده وجودم بدل اینجا چه کنم
- شمارهٔ ۵ — عمری چو فلک ز تگ نمیفرسودم
- شمارهٔ ۴ — آواز آمد مرا که در جستن دوست
- شمارهٔ ۱ — چندان که تو اسرار حقیقت خواهی
- شمارهٔ ۲ — اول میلم چو از همه سویی بود
- شمارهٔ ۶ — هرچند دریغ صدهزار است هنوز
- شمارهٔ ۷ — گفتم که شد از نفس پلیدم، دل، پاک
- شمارهٔ ۱۱ — از آتش شهوت جگرم میسوزد
- شمارهٔ ۹ — هر دم سگ نفس با دلم باز نهد
- شمارهٔ ۱۳ — دل را که نه دنیا و نه دین میبینم
- شمارهٔ ۸ — تا با سگ نفس همنشین خواهم بود
- شمارهٔ ۱۴ — از جان سیرم ازانک تن میخواهد
- شمارهٔ ۱۰ — نفسی دارم که هر نفس مِه گردد
- شمارهٔ ۱۲ — خون شد جگرم ز غصّهٔ خویش مرا
- شمارهٔ ۱۵ — گاهم ز سگ نفس مشوش بودن
- شمارهٔ ۱۸ — هر دل که ز سرِّ کار آگاهی داشت
- شمارهٔ ۲۲ — ای در غم نان و جامه و آز و نیاز
- شمارهٔ ۲۰ — آنجا که فنای نامداران باید
- شمارهٔ ۱۶ — این نفس کم انگاشته آید آخر
- شمارهٔ ۲۳ — بد چند کنی؟ کار نکو کن بنشین
- شمارهٔ ۱۹ — آنها که مدام از پس این کار شوند
- شمارهٔ ۲۱ — ای نفس فرو گرفته سرتاسر تو
- شمارهٔ ۱۷ — چون نفس سگیست بدگمان چتوان کرد
- شمارهٔ ۲۶ — ای عقلِ تو کرده مبتلای خویشت
- شمارهٔ ۲۷ — دردا که دلی که در جهان کار نداشت
- شمارهٔ ۲۵ — از کس چو سخن نمیپذیری آخر
- شمارهٔ ۳۰ — مائیم که نه سوخته و نه خامیم
- شمارهٔ ۳۱ — یک عاشق پاک و یک دل زنده کجاست
- شمارهٔ ۲۹ — گاهی به هوس حرف فنا میخوانیم
- شمارهٔ ۲۸ — مائیم به امر، پای ناآورده
- شمارهٔ ۲۴ — هر دل که به نفس ره به آگاهی برد
- شمارهٔ ۳۵ — گه خلوت بینِ هفت گلشن بودم
- شمارهٔ ۳۳ — بیچاره دلم که خویش حُرْ میپنداشت
- شمارهٔ ۳۴ — مسکین دل من تخم طلب کاشته بود
- شمارهٔ ۳۲ — دردا که غرور بود و بسیاری بود