عطار نیشابوری
زندگینامهٔ عطار
فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار میرود و بنا به نظر عارفان در زمینه عرفانی از مرتبهای بالا برخوردار بودهاست.
آثار عطار
شعرهای عطار
- پاسخ عزیزی به سالات پروردگار در روز حشر — آن عزیزی گفت فردا ذوالجلال
- حکایت ابوسعید مهنه با مستی که به در خانقاه او آمد — بوسعید مهنه با مردان راه
- سال سلیمان از موری لنگ — چون سلیمان کرد با چندان کمال
- گفتار نظام الملک در حال نزع — چون نظام الملک در نزع اوفتاد
- حکایت ابوسعید مهنه با قایمی که شوخ بر بازوی او میآورد — بوسعید مِهنه در حمّام بود
- سال پیری راهبر از روحانیانی که نقد از هم میربودند — در رهی میرفت پیری راهبر
- در نعت سید المرسلین صلی اللّه علیه و سلم — ثنائی گو بر ارباب بینش
- بسم الله الرحمن الرحیم — بنام کردگار هفت افلاک
- در فضیلت ذی النورین رضی الله عنه — اساسی کز حیا ایمان نهادست
- در فضیلت صدیق رضی الله عنه — سر مردان دین صدیق اکبر
- حکایت — بأکافی یکی گفت ای سرافراز
- در فضیلت مرتضی رضی الله عنه — ز مشرق تا به مغرب گر امامست
- در فضیلت فاروق رضی الله عنه — امام مطلق و شمع دو عالم
- آغاز کتاب — الا ای مشک جان بگشای نافه
- در معراج حضرت رسالت علیه الصلوة والسلام — شبی آمد برش جبریل خرّم
- المقالة الاولی — جهان گر دیدهای گم کرده یاری
- جواب پدر — پدر گفتش زهی شهوت پرستی
- (۱) حکایت زن صالحه که شوهرش به سفر رفته بود — زنی بودست با حسن و جمالی
- المقالة الثانیة — پسر گفتش گر این شهوت نباشد
- جواب پدر — پدر گفتش تو زنهار این میندیش
- (۳) حکایت سلیمان داود علیهما السلام با مور عاشق — سلیمان با چنان کاری و باری
- (۲) حکایت علوی وعالم ومخنّث که در روم اسیر شدند — یکی علوی یکی عالم یکی حیز
- (۱) حکایت آن زن که بر شهزاده عاشق شد — شهی را سیمبر شهزادهای بود
- (۴) حکایت امیرالمؤمنین علی کرم الله وجهه بامور — علی میرفت روزی گرمگاهی